تست هوش خیلی جالب
آماده ای؟
برو پایین تر.....
سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
گند زدی که !!!! یک کم فکر کن ، خیلی خیلی آی کیویی
هدف از اینگونه مطالب فقط شوخی می باشد و این سایت قسط توهین به کسی یا قشر خاصی را ندارد
اینم از بیست راه برای ذله کردن پسرها
- وقتی بهت میگه دوست دارم بگی چه غلطا!!!
- جلوش بخوری زمین و اگه خواست دستتو بگیره و بلندت کنه یه دونه محکم بزنی تو گوشش
- هرچی گفت ,بگی این چی میگه؟
- هدیه هایی رو که بهت میده , بین دوستات پخش کنی.
- اگه واسه تولدت یه کادوی مثلا سی هزار تومانی برات میخره, پونصد تومن براش بیشتر خرج نکنی.
- با هم برین یه کافی شاپ خیلی شیک و یه عالمه سفارش بدی اما هیچی نخوری.
- هروقت پولاشو در آره دادو بیداد راه بندازی که بدبخت, میخوای پولاتو به رخ من بکشی.
- وقتی باهات صحبت میکنه,یکسره بحث رو عوض کنی.
- شمارشو بین همه دوستات پخش کنی تا اسکلش کنن.
- نصف شب براش اس ام اس خالی بفرستی.
- اگه گوشیت شارژیه یکسره ازش شارژ بتیغی اما یه دونه اس ام اس هم به خودش ندی.
- هروقت میری پیشش تیریپ جوادی بزنی اما در مواقع دیگه خوشتیپ باشی.
- وقتی حرف میزنه بگی چرا میگوزی؟
- ده تا کاغذ با شماره های الکی بزاری تو جیبت و هی دستتو بکنی تو جیبت و کاغذا رو بندازی زمین و بزاری تا اوون خم بشه و ورشون داره.
- هی باهاش شوخی شهرستانی بکنی و اگه باهات یه شوخی کوچولو کرد تا دوماه باهاش حرف نزنی.
- تو خیابون با یه اسم ضایع صداش کنی و اگه دلیلشو پرسید بگی از اسم جواد خودت که بهتره.
- بزاری یه ساعت برات خاطره بگه و وقتی تموم شد خمیازه بکشی و بگی چقدر خالی میبندی.
- هروقت میخواید باهم قدم بزنید ,حداقل سه متر ازش فاصله بگیری.
- براش خالی ببندی که قبلا با صد تا پسر دیگه رفتی پارتی و اگه خودش پیشنهاد داد یه سیلی مهمونش کنی.
- بعد از چند ماه اسکلی بگی یه ساله نامزد کردی.
درضمن نظر فراموش نشه ![]()
کاربران اينترنت مي توانند با مراجه به ادرس اينترنتي اینجا بصورت زنده مسير حرکت ماهواره را مشاهده کنند .
بر اين اساس امکان مشاهده همه پارامترهاي مربوط به سرعت - طول و عرض جغرافيايي و …. که بصورت لحطه يي در حال تغيير است وجود دارد.
یکی از دوستان ما روی دست آقای «برایان تریسی» رو زده و 13 تجربه ناب برای موفق شدن در سازمانهای دولتی در ایران رو کشف کرده در صورتی که کارمند دولت هستید حتما از این تجربیات استفاده کنید: 1- در یک سیستم دولتی؛ سعی کنید (( لال بودن)) را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است . 2 - در یک سیستم دولتی؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود. 3- در یک سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد ! 4- در یک سیستم دولتی؛ می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافی است ((زبان خود را تقویت کنید )) ! 5- در یک سیستم دولتی؛ ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید بیشتر خوار و خفیف می باشید . 6- در یک سیستم دولتی؛ با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید ! 7 - در یک سیستم دولتی؛ اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما گیری خواهند کرد . 8- در یک سیستم دولتی؛ با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع نظم شما تشخیص داده نمی شود بلکه برای این کار راههای ساده تری هست. مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید . 9- در یک سیستم دولتی؛ اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید . 10 - در یک سیستم دولتی؛ همیشه حرفها (فرمایشات مدیرتان را تایید کنید ) حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد )) 11 - در یک سیستم دولتی؛ تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است . 12 - در یک سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند «کسب روزی حلال» است . 13 - در یک سیستم دولتی؛ آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛ مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید ! نظروتون رو عشقه

پیش از ازدواج......
پسر: آره. خیلی انتظار برام سخت بود.
دختر: می خوای ترکت کنم؟
پسر: نه! حتی فکرشم نکن.
دختر: دوستم داری؟
پسر: البته! خیلی زیاد!
دختر: تاحالا به من خیانت کردی؟
پسر: نه! این که اصلاً سوال کردن نداره؟
دختر: منو می بوسی؟
پسر: هر فرصتی که گیر بیارم!
دختر: کتکم میزنی؟
پسر: دیوونه ای؟ من از اون جور آدما نیستم!
دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟
پسر: بله!
دختر: عزیزم!
بعد از ازدواج......
»»»»کافیه عبارات را از پایین به بالا بخونید!
واقعا چرا بعضی ها اینجوری اند.؟
نظر یادتون نره ها ؟!!!
گلی در گلدان نبود
برگرفته از کتاب پائولو کوئليواي
کاش همه وقت ، جواب صداقت ها بدون ثمر نباشه
نامه اسرار آميز
محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.
در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای
لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم!
دوست خوبم
اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخوان ![]()
چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می
کنن?
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
چرا خلبان های کامیکازي از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
(توضيح : خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه
چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!)
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن
دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست
دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين
شاخه رابياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه
ای بچينی!
آیا می دانستید؟
آیا می دانستید تشخیص تخم مرغ سالم از خراب با قرار دادن آن در کاسه ای پر از آب میسر است، بدین صورت که اگر تخم مرغ ته نشین شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است؟
آیا می دانستید هر انسان میتواند 1 دقیقه نفس خود را حبس کند و رکورد حبس نفس در جهان هشت و نیم دقیقه است؟
آیا می دانستید پنگوئن نر میتواند ماهی را در معده خود بیش از یک هفته بدون اینکه هضم اش کند نگه دارد و هر موقع لازم شد مقداری از آن را بالا می آورد و به بچه های خود می دهد؟
آیا می دانستید چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگاپیکسل است؟
آیا می دانستید اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود میتواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند؟
آیا می دانستید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است؟
آیا می دانستید ماه در هر سال به اندازه 8/3 سانتیمتر از زمین دور می شود؟
آیا می دانستید بـرای جلوگیـری از جـوانـه زدن سـیـب زمینی کافی است درون سبد آن یک سیب قرار دهید؟
آیا می دانستید یک انسان حداکثر میتواند با سرعت 35 کیلومتر در ساعت بدود؟
آیا می دانستید تا زمانی که که غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد، مزه اش احساس نمی گردد؟
آیا می دانستید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی شود؟
آیا می دانستید نوعی عنکبوت میتواند 300 برابر وزنش را بلند کند؟
آیا می دانستید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می افتند؟
آیا می دانستید سالانه 3,1 میلیون مترمکعب چوب صرف چوبهای غذاخوری در چین میشود؟
آیا می دانستید شما به طور متوسط 15000 بار در روز پلک میزنید؟
با یک مداد معمولی خطی به طول 58 کیلو متر می توان کشید!!!!
تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن صدای موسیقی بزرگترین تخم را می گذارد!!!
تمام خرس های قطبی چپ دست هستند!!
جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن بر داشته شود دوباره رشد می كند.
چشم انسان می تواند 10 میلیون رنگ مختلف را ببیند و از هم تشخیص دهد.
حس بویایی سگ با حس بویایی مورچه برابری می کند!!!
حلزون ها می توانند 3 سال متوالی بخوابند.
در شیلی صحرایی وجود دارد که هزازان سال است در آن باران نباریده است
زبان مقاوم ترین ماهیچه بدن است
فندک قبل از کبریت اختراع شد!!!!!
قرنیه چشم تنها قسمت بدن است که خون ندارد.
قلب انسان در هنگامه عطسه به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد!!!
حس بویایی خرس تقریباً صد برابر قوی تر از حس بویایی انسان است.
حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است!!!!
خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که بدون بر گشتن به عقب می توانند پشت سر خود را ببینند!!
خوک ها به لحاظ بدن قادر به دیدن آسمان نیستند.
زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا!!!
شهر مکزیک سالانه بیست و پنچ سانتیمتر نشست می کند.
قلب میگوها در سر آنها قرار دارد!!
کرم های ابریشمی در 56 روز 6000برابر خود غذا می خورد!!!!!
گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند.
موشهای صحرایی چنان تکثیر می کنند که در عرض 18ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند!!!!!
موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایرغذایی جهان را نابود می سازند.
لایه پوستی که آرنج دست را پوشانده در هر ده روز یکبار عوض می شود.
ناخن های انگشتان دست تقریباً چهار برابر ناخن های پا رشد می کند!!
یک زنبور عسل باید روی چهار هزار گل بشیند تا بتواند به اندازه یک قاشق عسل تهیه کند!!!
حالا هی درس نخون
( .خوب بابا چرا گیر میدی .می خواستم یه چیزی گفته باشم دیگه)
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
امیدوارم گیج نشده باشید
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای
سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .
چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.
نامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
مردم با سطل روي سر الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاك هاي روي بدنش را مي تكاند و زير پايش مي ريخت و وقتي خاك زير پايش بالا مي آمد، سعي مي كرد روي خاك ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينكه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.
نتیجه اخلاقی: مشكلات، مانند تلي از خاك بر سر ما مي ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم: اول اينكه اجازه بدهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اينكه از مشكلات سكويي بسازيم براي صعود.
پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است
پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است
پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند
پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهاني است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است
بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم!
پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد
و معامله به اين ترتيب انجام مي شود ................
نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد
چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد!
سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.
وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.
روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !
پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند، زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!
آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند، اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي
قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!!
به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد. پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!
وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند، بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!!
به نام آني كه آني از ما جدا نيست...
«من كورش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه دادگر ، شاه بابل ، شاه سومر و اكد ، شاه چهارگوشه ي جهان پسر كمبوجيه ، شاه بزرگ ، شاه انشان ، نوه ي كورش ، شاه بزرگ ، شاه انشان ، نبيره ي چيش پيش ، شاه بزرگ ، شاه انشان هستم .»
برای خواندن ترجمه کتیبه کوروش به ادامه مطلب بروید . پاینده باد ایران پاینده باد کوروش
ادامه مطلب
در طول مدت پادشاهی پر افتخار کورش کبیر او هفت بار سرتاسر امپراتوری خود را سر کشی کرد ، با توجه به وسعت کشورهای تحت کنترل کورش ، هر سرکشی ماهها به طول می انجامید . او پس از مراجعت از آخرین دیدار از سرزمینهای پارس بر طبق عادات همیشگی ، به پرستش اهورامزدا پرداخت و قربانیان در این راه فدا کرد . او در واپسین روزهای عمر خود رو به فرزندان خود چنین گفت :[ من در طول مدت عمر خود هر آرزویی که داشتم برآورده شد ، دست به هر کاری که زدم پیروز شدم . دوستان و یارانم از تدبیر من برخوردار بودند . دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند . قبل از من وطنم سرزمین کوچک و گمنامی بود که هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار میگرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترین و مقتدرترین و شریف ترین کشور آسیا به دست شما میسپارم . من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت ، سربلندی و کسب افتخار برای ایران زمین مغلوب شده باشم . جمله آرزوهایم برآورده شد و سیر زمان پیوسته به کام من بود . اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم . حتی در پیروزیهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم . حال که مرگ من نزدیک است خود را بسی خوشبخت میدانم زیرا : فرزندانی که خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عین حال عاقل هستند و وطنم ایران از همه جهات مقتدر و پرشکوه می باشد و آیندگان مرا مردی خوشبخت و کامیاب خواهند شمرد . من پیوسته معتقد هستم که روح انسان پس از خروج از کالبد خاکی ، محو و فناپذیر نمی گردد . مرگ چیزی است شبیه به خواب . در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد میگردد به آتیه تسلط پیدا میکند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست . از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد . من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود . دیگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود . ]
این خلاصه ای از آخرین گفتار کورش کبیر بود که دقایقی خود من را به ریختن اشک واداشت . بله او در ۲۵۰۰ سال پیش حجت را بر ایرانیان تمام کرد و تمام ناگفته های عالم و نیکی ها را بازگو کرد . مقداری هم در باره گزنوفون میگویم تا کسانی که با این شخصیت آشنایی ندارند ، کم و بیش آشنا شوند .
گزنوفون در سال ۴۴۵ قبل میلاد در ارخیوس یونان متولد شد . گزنوفون و افلاطون از شاگردان سقراط بودند . گزنوفون با جوانی دوست بود که آن جوان دوست کورش صغیر ، برادر اردشیر دراز دست بود و این دوستی موجب گردید ، با توجه به آنکه گزنوفون از جنگهای خانوادگی آتن به تنگ آمده بود به مشرق زمین و ایران سفر کند و به تحقیق پرداخت و تاریخ زمان خود را به رشته تحریر در آورد و از آنجا که زندگی کورش در آن زمان ، زبان زد خاص و عام بود کتابی را به نام کورش نامه در شرح حال زندگی کورش کبیر به رشته تحریر در آورد . که هم اکنون یکی از کتابهای مرجع تاریخی می باشد
گفت و شنود قابل ملاحظه نخستين سفير ايران در حبشه با امپراتور اين كشور
با طلوع دولت هخانشي كه به وسيله كوروش کبير پارسي از خاندان معروف بنياد گرديد (حدود 550 ق.م) ، ايران در صحنه تاريخ جهاني نقش فعال و تعيين كننده أي يافت . همچنين ، اين دولت منشاء و مركز يك تمدن و فرهنگ ممتاز آسيايي و جهاني دنياي باستان شناخته شد.
كوروش کبير، پادشاه سرزمين انشان (انزان ، در حدود شوش نواحي ايلام جنوبي) و سر كرده سلحشور و محبوب طوايف پارسه (پارس) كه قلمرو او و پدرانش در آن ايام تابع حكومت پادشاهان خاندان ديااكو محسوب مي شد، با شورش بر ضد آستياگ و پيروزي بر او ، هگمتانه (اكباتان ، همدان) را گرفت (549 ق.م.). وي، خزاين و ذخاير تختگاه ماد را هم وفق روايت يك كتيبه بابلي ، به " انشان " برد و سرانجام به فرمانروايي طوايف ماد در ايران خاتمه داد.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
|
یک - باور به يکتائی، مهربانی،دانائی، توانائی، نيکی و پاکی اهورامزدا معمار هستی بخش |
|
دوـ باور به شرارت اهريمن بدانديش و ناپاکی او و نبرد دائمی وی با اهورامزدا از طريق انسان وباور به نبرد پايدار پويائی نوپردازی با کهنه و خرافه پرستی و نيرنگ ودروغ و دشنام |
|
سه ـ باور به پيام آوران خرد، عشق، آگاهی، روشنائی، بهزيسی، مهر، زندگی بخش و بهساز هستی از مهر، ميترا، زرتشت تا سوشيانت، رهاننده، بودا، مانی و مزدک و برای پاسداری از اندیشه اهورائی و جاودان ماندن آن باور به سردار ( که پیر و مراد و استاد و راهبر پارسای دوران است ) و پس ازرایزنیها فرمان پایانی را فریاد میکند |
|
چهار ـ باور به بازگشتی ديگر برای ياداشت و پادافره روانهای رها شده |
| پنج ـ باور به درستی و راستی با ياران و نيکی در پندار و کردار و گفتار برای جهانيان |
| شيش ـ باور به امشاسپندان مهرورزان و مهرگستران |
| هفت ـ باور به پاک و نيک و به بودن گوهر آدمی از هر آئين و تيره و تبار و رنگ و جنس و ميهنی و آدمی پاکيزه ترين ـ مقدس ترين ـ گوهر هستی است و هيچ قداستی ورای او نيست |
|
هشت ـ باور به نيکوکاری و دستگيری نيازمندان، ناتوانان و بينوايان و تلاش برای گسترش آسايش آرامش بهزيستی تندرستی راستی انسانسالاری برابری و آزادی و دادگستری و مهربانی و خردگرائی در جهان |
| نه ـ باور به پاکداری و پرستاری آب و هوا، خاک و آتش و بهداشت محيط زندگی |
| ده ـ باور به نيک انديشی و نيک نگری، نوپردازی نوخواهی با بزرگ داشتن انديشه ها و ابتکارات کودکان، نوجوانان و جوانان برای جامعه ای خردگرا و شهرياری انسان بر روی زمين |
| يازده ـ باور به برابری و يکسان بودن زن و مرد و گزينش آزاد همسر از سوی زن و يا مرد |
| دوازده ـ باور به انديشيدن به آرامش، آرايش،آسايش و سود مردم و نفی اغراض و منفعت خواهی شخصی و ارج نهادن به تمامی باورمندان و باورها در معابد، نيايشگاهها و کانونهای بسته ی باور و همبستگی و همراهی و همفکری با انديشه آراستگی ـ نظم ـ جهانی و دوری هر باور دينی در امور ديپلماسی و شهريگری و سياست جهانی |
پاف يا....!!!
اگر احتمالا دوست داريد بدونيد از اون دسته پسرايي هستين كه بي كلاسن و حال همه رو به هم ميزنن(جز خود اعتماد به نفسشون)اينجا بهش ميرسين:
1-اگر از اون دسته پسرايي هستين كه مدل موهاتون فشن خشنه،يعني تو خونه نشستين و با تافت مامانتون و شونه پوش خواهرتون موهاتون رو مثل چمن سيخ كردين خيلي به خودتون ميبالين ،بايد بدونيد دخترا به شدت از شما بدشون مياد.
2-اگه از اون دسته پسرايي هستين كه سرتا پاي همه دخترا رو بررسي ميكنين تا يه چيزي پيدا كنين كه مسخره كنين(البته بهتره اول به هيكل سرتاپا ايراد خودتون تو ايينه يه نگاه بندازين)و يه تيكه ابدار نثارش كنين،ابروي جوادارو هم بردين!!يكم جنتلمن باشيد برادرا!!
3-اگه از اون دسته پسرايي هستين كه در كل از هر نظر احساس خوشتيپي ميكنين و به دنبال تحول و بهتر شدن نيستين بدونيد كه زيادي بي كلاسين(البته به مغز گردوييتون هرگز نميرسه كه يه تغييري به خودتون بدين)!!!
4-اگه اهنگهاي خواننده هايي مثل ساسي مانكن رو توخيابون ميخونين خيلي .... كلاس هستين!!
5-اگه وقتي ميخوايين شماره بدين از اصطلاح هاي عهد قلقلك،مثل خانم افتخار ميدين شمارمو بگيرين يا شمارتون رو بدين،استفاده ميكنين،بايد بدونين پدر بزرگتون هم وقتي ميخواسته شماره بده همينو ميگفته!!
6-اگه دستها و پاهاتون مو نداره بايد به جنسيت خودتون شديدا شك كنين.(يه بار چك كنين!!!!)دخترا مرد ميخوان نه دختر 14ساله!!
7-اگه احتمالا بريتني اسپيرز رو نميشناسين يا اينكه مدونا رو خيلي قبول دارين شما هنوز پاف نشدين فقط پسر همسايه اي بيش نيستين!!
8-اگه اهنگ درجه ي .... رو نشنيدين بايد براي تكميل پاف شدنتون از زير سنك هم كه شده پيداش كنين و حداقل يه بار گوش كنين.
9-اگه شما از اون دسته پسرايي هستين كه بلوتوثتون هميشه روشنه اما از دخترا بلوتوث قبول نميكنين خيلي احمقين!(اگه ميخواي بگي كه من خودم اخر بلوتوثم و نياز ندارم و دخترا اينجوري و اونجورين،بايد اول بلوتوث گوشيتو به درك واصل كني)
10-البته اگه پاف خيلي خفي باشي الان بايد به اين مهارت رسيده باشي كه وقتي ميگي خانم افتاد . بي برو برگرد طرف برگرده!
11-اگه از اون دسته پسرايي هستي كه وقتي دختر بهشون زنگ ميزنه،بجاي اين كه به فكر خود دختره باشن،بيچاره اش ميكنن تا بفهمن طرف شماره رو از كجا اورده،ديگه واقعا آخر منگلايي!!!
12-اگه شما وقتي تو تهران-گيشا-تجريش هستين سرتون با ....... بازي ميكنه و از هيچي سر در نميارين و گم و گور ميشين و دنبال راه خروجي ميگردين اصلا بايد به پسر بودنتون شك كنين!!!
13- اگه در عرض 10ثانيه نتونين اسم حداقل 5تا دبيرستان دخترانه خفن رو با ادرس دقيقش بگين هرگز نميتونين پاف خوبي براي دافتون بشين(البته اگه كسي داف شما بشه)!!!
14-اگه تو جاكفشيتون كمتر از 5جفت كتوني دارين بايد به فكر تكميل اين مجموعه باشين!
15-اگه دوست دخترتون خيلي خودشو به شما ميچسبونه به درد لاي جرز ديوار ميخورين!!(چون خيلي بدبختي كه دختره ترشيده دوست دخترته،وگرنه هيچ دافي اين كارو نميكنه،يعني نميچسبه)!!
16-اگه تاحالا همه ي فيلماي مهناز افشار رو ديدين بايد بگم زيادي بچه تشريف دارين)
17-اگه ماهي دوبار به پاساژ علاءالدين سر نميزنين بايد بجاي موبايل از تلفن خونتون استفاده كنين)
18-اگه خط اصليتون ايرانسله و حداقل يه خط ثابت ندارين از ته جواديه اومدين!! پايين شهر كه سهله
19-اگه موبايلتون رو تو جيبتون گذاشتين و تو كيوسك تلفن با ناز و اشوه با دوست دخترتون حرف ميزنين دلم به حال اون دختر بيچاره كه با شما دوست شده خيلي ميسوزه!!
20-اگه در دوستي هاتون خيلي موس موسي هستين و عشقبازي در ميارين ديگه ته جوادايين!!
21-اگه ماهي دوتا دوست دختر عوض نميكنين يعني نميتونين،اگه نميتونين پس خاك بر سر همون يه دونه دختري كه باهاتون دوست ميشه!
و این داستان ادامه دارد












