دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره!
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند!
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!
سال 1882
راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم)
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ!
احمق بيقانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي خود سوء استفاده كردهاي. بدتركيب، قيافه
كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و تو وخيم گرديد. مردهشور آن صداي زنگوله مانندت
را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي استيضاحت ميكنم !
@ يك افسر این طور فحاشي ميكند:
زنيكه بيانضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخورد، يابوي بي ركاب. آجر نظامي
توي سرت بخورد. يغلبي ، چخماق ، الهي توي صف مردهها بري !
@ يك كارمند اداره ميگويد:
خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنيا ارسال شود، الهي
در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي از اين دنيا اخراج بشي!
@ يك درشكهچي :
تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان سنگفرش ميماند!
آقا ميگيرم سوتت ميكنم كه دو كورس اونطرفتر
بيايي پايين، رنگش مثل پهن ميماند!
@ يك خياط:
اي بي قواره، بد برش، بي آستر. به خدا چاك دهنت را ميدوزم. گوشهايت را قيچي
ميكنم .
مردهشور صورت آبلهاي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما باز هم ناصاف از
آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت. بيست سانتيمتر
دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد، قلب مرا بشكافي؟
@ يك بازاري محتكر:
دِهه... چك بيمحل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را بپا ! مرديكه، پنجاه و سه
پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده بياعتبار. تف تمام مستاجرينم به ريش پدرت، درد و بلاي سرقفليهام
بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجرهات را تخته كن عمو
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موشها محافظت کنید... شما یک مرد هستید.
اگر درخانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید.
اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید و برایش وقت صرف نمی کنید.
کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید.
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید.
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید.
اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده.
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر تواناییهای بالایش بوده.
اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده اين است كه قدر او را مي دانيد.
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند.
اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید.
گر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید.
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید.
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است.
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند.
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند.
اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید.
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نامرتب هستید.
اگر به پیشرفتهای خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید.
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید.
اگر او سر درد داشته باشد... خسته است.
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید.
در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند!
مطالبی از صادق ذوقی :
جر مرگ كسي بر من لبخند نزد
لبخند معشوقه من مانند آواز دهل است .
هنگام تولدم همه در حال اشك ريختن بودن اميدوارم در هنگام مرگ نيز چنين باشد .
تلاش را از ستاره ياد بگير كه براي به چشم آمدن شب و روز در حال چشمك زدن است .
آنقدر زبانم تند بود كه فلفل در من اثر نداشت .
اگر پولدار مي شدم يك گرگ به گرگهاي دنيا اضافه مي شد .
آنقدر خسيس بود كه از مگس هم اجاره خانه مي گرفت .
انقدر بد شانس بودم كه در روز ازدواجم عزاي عمومي اعلام شد.
از مرگ من تنها زمين ناراحت شد كه مجبور بود مرا تحمل كند .
هنگام جدايي گفت سگ صفتم !!! ندانست كه رسم سگ جز وفا نيست .
اگر ميدانست با مرگش اب از اب تكان نميخورد خودكشي نميكرد.
از ترس ديابت يك بار هم جرات نكردم چشمهاي عسليش را ببينم .
پزشكي قانوني علت مرگ را چنين تشخيص داد . " زخم زبان"
هر وقت دلم مي گرفت با دوست خوبم سايه صحبت ميكردم . آه امروز هوا ابريست !!!
وقتي خدا از زمين رفت ، قورباقه هم ادعاي پيامبري كرد .
اگه " زير اب زني " به عنوان يك رشته ورزشي تصويب شود . مدال طلاي اين رشته مال ماست .
عشق با روح شقايق زيباست ، عشق با حسرت عاشق زيباست ، عشق با نبض دقايق زيباست ، عشق با زهر دقايق زيباست ، عشق با حسرت در ديدار تو بودن زيباست.
از پس كوچه هاي قلبم انجايي كه خبري از تاريكي نيست با تمام وجودم فرياد ميزنم دوستت دارم
اين ديوانگيست ... كه از همه گلهاي رز تنها به اين خاطر كه خار يكي از انها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم .. اين ديوانگيست .. كه همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينكه يكي از انها به حقيقت نپيوسته است رها كني!
نگاهي آشنا بر ياس كردم .. تو را در برگ گل احساس كردم .. خلاصه در كلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي رو پاس كردم
گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني انچنان مات كه يك دم مژه بر هم نزني مژه بر هم نزدم تا كه زدستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني
۱- با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند!
2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نكنند و after shave نزنند!
3- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به فكر ازدواج نيفتند!
4- در مهمانيها و محافل خانوادگي احساس با مزگي نكنند و چرت و پرت نگويند!
5- ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نكنند!
6- كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوهاي نزنند!
7- احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به آبجي كوچيكه گير ندهند!
8- از 9 سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و پدر ماشين رو در نيارند!
9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعريف نكنند!
دخترها نميتوانند:
1- با داشتن دماغي تير كموني يا عقابي متاليك به جراح مراجه نكنند!
2- با ديدن يكي از خودشون خوش تيپتر، ميگرن نگيرن و از زور ناراحتي غش نكنند!
3- با داشتن قدي كوتاه كفش پاشنه 60 سانتي نپوشند و احساس قد بلندي نكنند!
4- روزي 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزي 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهموني و عروسي و براي هم خالي نبندند و با خاليبندي لايه اوزون رو جر ندهند!
7- با يه دماغ عمل كرده احساس خوشگلي نكنند و فكر نكنند كه مادر زادي همينجوري بودن!
8- مطالب چرت و پرت اين قسمت رو بخونند و از عصبانيت سكته نكنند!
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي . دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ." "اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ." اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟"; دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ." موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن ! بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ " دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!!.
ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!!
حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده!
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!!
توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش
از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه
مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه
مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه
خوشبختانه يک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانين مردونه رو به رشته ي تحرير دراورده پس لطفا بخونيد. لطفا دقت کنيد که تمام اين قوانين با عدد يک شماره گذاري شدن يعني هيچ کدومشون برتري نسبي به ديگري ندارن:
1- مردها نميتونن فکر کسي رو بخونن.
1- ديدن مسابقه فوتبال مثل تماشاي ماه شب چهارده توي آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بديد همينطور بمونه.
1- خريد کردن، مسابقه فوتبال نيست. و امکان نداره که ما به خريد به اين شکل نگاه کنيم.
1- گريه کردن يک جور تهديد به حساب مياد.
1- لطفا چيزي رو که مي خواهيد، واضح بگيد. اجازه بديد کمي روشن تر بگم، اشارات زيرکانه، اشارات قوي و اشارات مبرهن ولي غير مستقيم به يک موضوع اصلا به کار نمي آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگيد.
1- “بله” يا “خير” بهترين جواب ممکن به خيلي از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نياز به حل يک مشکل، پيش ما بياييد و درد دل کنيد، اين کاريه که ما مردا انجام ميديم. همدردي کردن وظيفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردي که هفده ماهه داره شمارو آزار ميده يک مشکل واقعيه لطفا يک پزشک رو ببينيد.
1- هر مطلبي که شيش ماه پيش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غير قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط براي هفت روز معتبرند نه بيشتر.
1- اگر فکر مي کنيد چاقيد، خوب احتمالا هستيد. لطفا از ما نپرسيد.
1- اگر مطلبي که ما گفتيم رو ميشه دو جور ازش برداشت کرد و يکي از اين برداشتها شما رو عصباني و ناراحت ميکنه منظور ما اوون يکي برداشت بوده.
1- شما ميتونيد يا از ما بخواهيد که کاري رو انجام بديم يا بهمون بگيد که چطوري انجامش بديم. نه هر دوش. اگر شما از قبل ميدونيد که چطوري ميشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شيد.
1- کريستوف کلمب احتياجي نداشت که مسير رو بهش ياد بدن. ما هم همينطور
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشيا رو ميبينند. دقيقا مثل ويندوز default . براي ما هلو يک ميوه است نه رنگ. پرتقال هم يک جور ميوه است نه رنگ. ما واقعا نمي فهميم رنگ پوست پيازي يعني چي.
1- اگر ما از شما بپرسيم چي شده و شما بگيد “هيچي” ما هم طوري رفتار ميکنيم که انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. ما ميدونيم که شما دروغ ميگيد اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بياره
1- وقتي ما دوتايي قراره بريم جايي، چيزي که شما پوشيديد کاملا مناسب و قشنگه … اينو واقعا ميگم
1- شما به اندازه ي کافي لباس داريد
1- شما کفش، زيادي هم داريد
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم يک جور فرمه خوب
1- ممنونم که اينو خونديد. آره ميدونم امشب بايد تو آشپزخونه بخوابم. ولي اينو ميدونستيد براي ما مردا اصلا مهم نيست. فکر ميکنيم رفتيم کمپينگ
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
پس خدارو شکر کنید پسرا هستن
تاريخچه تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لشش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه کودکان بد بخت مکتب بود. ليک حسن از روي تنبلي، چشمان چپش را بر روي ورقه همزاد انداخت تا نکه اي بس ارزشمند از ورقه فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روشهاي فوق العاده ابتدايي صورت گرفت
بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن خودشو رو تکون داد و به بالاي ورقه همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلبهاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را ميشود نام برد
حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان ميرسانيم:
روش هاي نوشتاري
نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش
نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي
نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه
نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخهاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچهي آئورت
روش هاي با کلاسي
استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس ،تلفن همراه
روش هاي جوادي
اغفال نمودن يک فقره بچه خرخون
خم کردن سر به روي ورقه طرف به صورت تابلو
روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند
روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك qm2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!
پيام اخلاقي اين داستان
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،
ولي پريها................
مونث هستند !!!!!!!!
هالو ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه!
ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!!!![]()
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه: خب سفر خوش گذشت؟؟
ميگه: نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب!!!
یارو ميره خواستگاري. ازش مي پرسن چه كاره اي؟ روش نميشه بگه قصاب،ميگه: لوازم يدكي گوسفند دارم.
یارو از شهر خودش با ماشين مياد تهران و بر مي گرده. دوستش ميپرسه راحت رفتي و اومدي؟
ميگه: والا موقع رفتن که خوب بود، اما موقع برگشتن، گردنم تا اينجا خشك شد!!!
يکي به رفيقش مي گه : شنيدم تو ظرف شستن به زنت کمک مي کني؟ زن ذليل!
ميگه: خب مگه چيه؟ اونم تو رخت شستن به من کمک مي کنه!!
به هالو ميگن اگر حالت تهوع بهت دست بده چيكار ميكني ؟
ميگه : من بهش دست نميدم
از هالو ميپرسن بنظر تو سخت ترين کار چيه؟
ميگه: نمک تو نمکدون ريختن, چون سوراخ هاش خيلي ريزه
یکی هميشه لباس مشكي مي پوشيده . دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي ؟
ميگه : آخه من ختم روزگارم
یارو ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه کسي درو باز نميکنه، با خودش ميگه: فکر کنم درشون خرابه، بهتره زنگ بزنم!!
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترلکرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است. بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
ليمو نخوري ترش كني من رو فراموش كني .ادامس بخور باد كني هميشه من رو ياد كني
يارو5توماني سياه روميندازه داخل تلفن ميگه اونجا آفريقاست
دعاي دختران جوان ك خدايا من چيزي براي خودم نمي خواهم فقط يه داماد خوب نصيب مادرم كن
از جوجه تيغي مي پرسن ارزوت چيه مي گه يكي دست نوازش بر سرم بكشه
يه نفرپياده ميرودكارواش ميپرسندچراماشينت رانياوردي گفت راه نزديك بودپياده امدم
تورا از گل نه از گل افريدند
ز عطر ياس وسنبل افريدند
نمي دانم تورا با اين همه حسن
چرا اينگونه منگل افريدند
به يارو ميگن چندتابچه داري؟
ميگه نه تا.
ميگن چرا ده تا نكردي رند بشه؟
ميگه فرزند كمتر زندگي بهتر.
طرز تهيه مرد:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حيف از مواد كه حروم شه!
يارو
بايه تمساح توخيابون راه ميره بهش گير ميدن ميگن اقا اينوبايدببري باغ وحش ...فردا دوباره مياد بهش ميگن نه قراربود ببريش باغ وحش ميگه ديروز بردمش باغ وحش امروز مي خوام ببرمش سينما
طرح پيش فروش بوس هاي تابستاني آغاز شد .
براي ثبت نام لب تو بيار جلو .....
يه مرده زن صيغه اي ميگيره بهش ميگن مباركه زن گرفتي؟؟ ميگه آره اما از اين اعتبارياست
يه روز يه نفر باكفش مي زنه رويه سوسك.سوسكه بلندميشه ميگه پهلوانان نميميرند .
شنيدم اونقدر مهم شدي كه وقتي ميري دستشويي مگسابه احترامت بلند ميشن
!
!
!
!
%
%
%
%
@
@
@
@
:
:
:
:
:
الهي بميرم دنبال پيام مي گردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
يه روز يه پسره ميره دكان ميگه اقا كره هست دكان دار ميگه پنير كجاست پسره ميگه كي ماست خواست
شعر قصه چت
شدم با چت اسیر و مبتلایش
شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم
تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد
ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش
کمان ِابروان ، قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست
ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من
اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هر شب به او چت می نمودم
به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام
که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم
ز فکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده
که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست
زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت
هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار
گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود
زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت
تو گویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا
بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا
کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من
بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم
از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست
دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر
نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به "جاوید"
به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرید از آن درسی به عبرت
سرانجامی نـدارد قصه ی چت
اين بيماري شما بايد فوري درمان بشه:
يعني من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماري خيلي ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم!
خوب بگيد ببينم مشکلتون از کي شروع شد:
يعني من از بيماريتون چيزي نفهميدم و ايدهاي ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخي به من بدين!
يک وقت ديگه از منشي براي آخرهاي اين هفته بگير:
يعني من امروز با دوستام دوره دارم، بايد برم زودتر بزن به چاک!
هم خبرهاي خوب و هم خبرهاي بد براتون دارم:يعني خبر خوب اينه که من قراره يه ماشين جديد بخرم و خبر بد اينکه شما بايد پول اونو بدين!
من به اين آزمايشگاه اطمينان دارم بهتره آزمايشهاتون را اونجا انجام بدين:
يعني من 40 درصد از پول آزمايش بيماراني که به اونجا معرفي مي کنم را ميگيرم!
دارويي که براتون نوشتم داروي خيلي جديديه:يعني من دارم يه مقاله علمي مينويسم و ميخواهم از شما مثل موش آزمايشگاهي استفاده کنم!
اگه تا يک هفته ديگه خوب نشديد يه زنگ به من بزنيد:
يعني من نمي دونم بيماريتون چيه شايد خود به خود تا يک هفته ديگه خوب بشه!
بهتره چندتا آزمايش تکميلي هم انجام بدين:
يعني من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچههاي آزمايشگاه بهتون کمک کنن!
ابن بيماري الان خيلي شايعه:يعني اين چندمين مريضيه که اين هفته داشتم بايد حتما امشب برم سراغ کتابهاي پزشکي و درمورد اين بيماري مطالعه کنم!
اگه اين عوارض از بين نرفت هفته ديگه زنگ بزنيد وقت بگيرين:
يعني تا حالا مريضي به اين سمجي نداشتم خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام!
فکر نمي کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايدهاي داشته باشه:
يعني من از فيزيوتراپيستها نفرت دارم نرخهاي ما رو شکستن!
ممکنه يک کمي دردتون بياد:
يعني هفته پيش دو تا مريض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!
فکر نميکنيد اين همه استرس روي اعصابتون اثر گذاشته باشه:
يعني من فکر مي کنم شما ديوونه هستين و اميدوارم يک روانشناس پيدا کنم که هزينههاي درمانتون رو باهاش قسمت کنم!
داشتم با ماشينم مي رفتم سر كار كه موبايلم زنگ خورد!
گفتم بفرمائيد .الوووو.......فقط فوت كرد!
گفتم اگه مزاحمي يه فوت كن اگه مي خواي با من دوست بشي دوتا فوت كن .دوتا فوت كرد.
گفتم اگه زشتي يه فوت كن اگه خوشگلي دو تا فوت كن،دوتا فوت كرد.
گفتم اگه اهل قرار نيستي يه فوت كن اگه هستي دو تا فوت كن،دوتا فوت كرد.
گفتم من فردا مي خوام برم رستوران شانديز اگه ساعت دوازده نمي توني بياي يه فوت كن اگه مي توني بياي دوتا فوت كن دوباره، دوتا فوت كرد.
با خوشحالي گوشي رو قطع كردم ،فردا صبح حسابي به خودم رسيدم بهترين لباسمو پوشيدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمي گنجيدم فكرم همش به قرار امروزبودداشتم از خونه ميومدم بيرون كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار مي ياي خونه ؟
اگه نمي ياي يه فوت كن اگه مي ياي دو تا فوت كن
2- داماد مَچَل : سن بين 19تا25سال ، ژيگولي ، دانشجو ، سرباز ، رفيق باز، وابسته به پول بابائي ، بيکار ، آينده دار، توي هر دامي که براش پهن کنن تلپي ميفته ، کيس مناسبي براي تور شدن ،کم ظرفيت ، يکي ميزنه يکي ميخوره !
3- . داماد هَچَل : سن بين 25 تا 29سال ، رسيده ، حاضر آماده ، داراي کار و بار، فارغ التحصيل ،با کارت پايان خدمت ، داراي شکستهاي عشقي فراوان، بسيار با تجربه ، دم به هرتله اي نميده ، عصا قورت داده ، کمي کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولي رضايت نميده !
4- داماد کَچَل: سن بين 30 تا 37 سال ، گرفتار ، ، درگير، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضي به رضاي خدا، دنبال زنان بيوه کم سن وسال ، مسئوليت پذير ، درپي رفاه خانواده ، داراي کار وبار و خانه، قسمت هرکي بشه مبارکه !!!
موفقیت در سنین مختلف زندگی
در ۴ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> خیس نکردن شلوار
در ۱۲ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> پیدا کردن دوست
در ۱۸ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> داشتن گواهینامه
در ۲۰ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> امکان ازدواج
در ۳۵ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> داشتن پول
در ۵۰ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> داشتن پول
در ۶۰ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> امکان ازدواج
در ۷۰ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> داشتن گواهینامه
در ۷۵ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> پیدا کردن دوست
در ۸۰ سالگی ..... موفقیت یعنی .....> خیس نکردن شلوار
موفق باشید ![]()
پاف يا....!!!
اگر احتمالا دوست داريد بدونيد از اون دسته پسرايي هستين كه بي كلاسن و حال همه رو به هم ميزنن(جز خود اعتماد به نفسشون)اينجا بهش ميرسين:
1-اگر از اون دسته پسرايي هستين كه مدل موهاتون فشن خشنه،يعني تو خونه نشستين و با تافت مامانتون و شونه پوش خواهرتون موهاتون رو مثل چمن سيخ كردين خيلي به خودتون ميبالين ،بايد بدونيد دخترا به شدت از شما بدشون مياد.
2-اگه از اون دسته پسرايي هستين كه سرتا پاي همه دخترا رو بررسي ميكنين تا يه چيزي پيدا كنين كه مسخره كنين(البته بهتره اول به هيكل سرتاپا ايراد خودتون تو ايينه يه نگاه بندازين)و يه تيكه ابدار نثارش كنين،ابروي جوادارو هم بردين!!يكم جنتلمن باشيد برادرا!!
3-اگه از اون دسته پسرايي هستين كه در كل از هر نظر احساس خوشتيپي ميكنين و به دنبال تحول و بهتر شدن نيستين بدونيد كه زيادي بي كلاسين(البته به مغز گردوييتون هرگز نميرسه كه يه تغييري به خودتون بدين)!!!
4-اگه اهنگهاي خواننده هايي مثل ساسي مانكن رو توخيابون ميخونين خيلي .... كلاس هستين!!
5-اگه وقتي ميخوايين شماره بدين از اصطلاح هاي عهد قلقلك،مثل خانم افتخار ميدين شمارمو بگيرين يا شمارتون رو بدين،استفاده ميكنين،بايد بدونين پدر بزرگتون هم وقتي ميخواسته شماره بده همينو ميگفته!!
6-اگه دستها و پاهاتون مو نداره بايد به جنسيت خودتون شديدا شك كنين.(يه بار چك كنين!!!!)دخترا مرد ميخوان نه دختر 14ساله!!
7-اگه احتمالا بريتني اسپيرز رو نميشناسين يا اينكه مدونا رو خيلي قبول دارين شما هنوز پاف نشدين فقط پسر همسايه اي بيش نيستين!!
8-اگه اهنگ درجه ي .... رو نشنيدين بايد براي تكميل پاف شدنتون از زير سنك هم كه شده پيداش كنين و حداقل يه بار گوش كنين.
9-اگه شما از اون دسته پسرايي هستين كه بلوتوثتون هميشه روشنه اما از دخترا بلوتوث قبول نميكنين خيلي احمقين!(اگه ميخواي بگي كه من خودم اخر بلوتوثم و نياز ندارم و دخترا اينجوري و اونجورين،بايد اول بلوتوث گوشيتو به درك واصل كني)
10-البته اگه پاف خيلي خفي باشي الان بايد به اين مهارت رسيده باشي كه وقتي ميگي خانم افتاد . بي برو برگرد طرف برگرده!
11-اگه از اون دسته پسرايي هستي كه وقتي دختر بهشون زنگ ميزنه،بجاي اين كه به فكر خود دختره باشن،بيچاره اش ميكنن تا بفهمن طرف شماره رو از كجا اورده،ديگه واقعا آخر منگلايي!!!
12-اگه شما وقتي تو تهران-گيشا-تجريش هستين سرتون با ....... بازي ميكنه و از هيچي سر در نميارين و گم و گور ميشين و دنبال راه خروجي ميگردين اصلا بايد به پسر بودنتون شك كنين!!!
13- اگه در عرض 10ثانيه نتونين اسم حداقل 5تا دبيرستان دخترانه خفن رو با ادرس دقيقش بگين هرگز نميتونين پاف خوبي براي دافتون بشين(البته اگه كسي داف شما بشه)!!!
14-اگه تو جاكفشيتون كمتر از 5جفت كتوني دارين بايد به فكر تكميل اين مجموعه باشين!
15-اگه دوست دخترتون خيلي خودشو به شما ميچسبونه به درد لاي جرز ديوار ميخورين!!(چون خيلي بدبختي كه دختره ترشيده دوست دخترته،وگرنه هيچ دافي اين كارو نميكنه،يعني نميچسبه)!!
16-اگه تاحالا همه ي فيلماي مهناز افشار رو ديدين بايد بگم زيادي بچه تشريف دارين)
17-اگه ماهي دوبار به پاساژ علاءالدين سر نميزنين بايد بجاي موبايل از تلفن خونتون استفاده كنين)
18-اگه خط اصليتون ايرانسله و حداقل يه خط ثابت ندارين از ته جواديه اومدين!! پايين شهر كه سهله
19-اگه موبايلتون رو تو جيبتون گذاشتين و تو كيوسك تلفن با ناز و اشوه با دوست دخترتون حرف ميزنين دلم به حال اون دختر بيچاره كه با شما دوست شده خيلي ميسوزه!!
20-اگه در دوستي هاتون خيلي موس موسي هستين و عشقبازي در ميارين ديگه ته جوادايين!!
21-اگه ماهي دوتا دوست دختر عوض نميكنين يعني نميتونين،اگه نميتونين پس خاك بر سر همون يه دونه دختري كه باهاتون دوست ميشه!
و این داستان ادامه دارد
** این فقط یه طنزه و نویسندش قصد هیچ گونه بی احترامی رو به کسی نداره **
مواد به کار رفته در ساخت دختر و زن :
۱.گوشت و استخوان ۴۰تا۶۰كيلو
۲.لوازم ارايشي۱تن
۳.عشوه خركي۴۰خروار
۴.قروفر۵۰ دور در ساعت
۵.زبان ۱۴ متر
۶.منطق۲ گرم
۷.توانايي بيان۲۰۰۰ اسب بخار
۸.قدرت اشك ريزي ۹ليتر در ساعت
۹.عقل نيم مثقال
۱۰.لج بازي به مقدار كافي
۱۱.نازآوردن برای شوهريادوست . پسرتاجايي كه دلت بخواد













