تبليغاتX
㋡ از هــــر دری ســخــنــی ㋡ - طنز و شوخی

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

 
..
 
   
   
  منوي اصلي
لينکهاي سريع

  موضوعات
..:+ پروفایل دانشگاه +:..
شخصی
فــــیــلـــم
کـلیـپ
آهـــنـــگ
فایــل های صــوتی
درسـی و کمک آموزشی
طراحی الگوریتم و سورس برنامه
++C & C
C#.NET
VB.NET
HTML
Java
AJAX
PHP
سایر زبان های برنامه نویسی
آموزش های متفرقه برنامه نویسی
پـایـــگـاه داده - Data Base
SQL
سایر برنامه های دیتا بیس
ایـنـتـرنـت
CISCO
MCITP
مبانی شبکه - Network plus
آموزش های متفرقه شبکه
سخت افزار - A Plus
نـــرم افـــــزار
Windows Server
Windows 7
Windows XP
Linux
Other OS
آموزش های متفرقه ویندوز
رجسیتری - Registry
هک و کرک - Hack & Crack
CEH
ECSA
فتوشاپ - Photoshop
تری دی مکس - 3Ds Max
کرل دراو - Corel Draw
سایر برنامه های گرافیک
آموزش های متفرقه گرافیک
Microsoft Office
مـوبــایــل
فـــرامــاســـونـــری
یهــــود شنــــاسی
آخـــــــر زمــــــان
ظــهــور و مـنــجـی
دجـــــــــال
دکتـر علی شـریعتی
دکتـر حسـن عباسی
علی اکبر رائفی پــور
ســیاسی
اســتـراتــژی
فرهنــگ و هـنــــر
اجــتــمــاعــی
اقتصـــــادی
نــــظامـــی
مـــذهـبـــی
مدیــریــت
ســـلامــــت
روانشناسی
ورزشـــی
عکس های جالـب
مطالب جالب و خواندنی
طنز و شوخی
..:: پیـــامــک ::..
شعــر و love
کتاب و مقــــالـه
آموزش
×× فروشـگاه ××
مطالب متفرقه

 

آرشیو ماهانه
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
ادمه ی آرشیو ماهانه

        لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
حامد شیربندی
وبلاگ استاد رائفی محقق در زمینه فراماسونری
آپدیت روزانه NOD32
اعجاز قرآن
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟
بانک مقالات
دانلود کتاب های ریاضی و فیزیک
سایت دکتر علی شریعتی
دانلود رایگان کتاب های صوتی
سایت جهاد دانشگاهی استان کرمانشاه
تکنولوژی برتر غرب
.::مهندسین نرم افزار دانشگاه آزاد::.
جنبش مصاف
سایت استاد کرمی
وبلاگ شخصی استاد کرمی
سربازان کوروش آریایی
هرچی میخوای اینجاهست
پیام نور کنگاور
رامین شکوهی
سجاد فتحی
سایت برنامه نویسان ایران
بچه های قلم
سعید شیربندی
کد آهنگ وبلاگ ( میهن کد )
وضعیت آب و هوای کرمانشاه در آینده
پاسخ به اتهام-اسلام و مسیحیت در دادگاه عقل و منطق
خبرگزاری تابناک
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)
وبلاگ استاد اشرف
سجاد جلیلیان !
ضرب المثل ها و رازها
خمول
فیس آهنگ
سایت دکتر عباسی
شورش علیه طمع
آرشیو سخنرانیهای دکتر عباسی
علی قره باغی



لوگوی دوستان



 

تبلیغات


تبلیغات در سایت


  پ ن پ جدید
رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟
 میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!

 

به دخترعموم که ۵ سالشه میگم : دخترا موشن مثه خرگوشن !
میگه پَ نه پَ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم !
اصلا یه وضعی شده به خدا !

 

رفیقم اومده خونمون ! وضو گرفته میخواد نماز بخونه ! می پرسه قبله کدوم طرفه ؟!
میگم : میخوای نماز بخونی ؟!

میگه : پَ نه پَ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم !

 

رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل ؟
میگم پَ نه پَ دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم !

 

ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم ، میگه : با این بازش کنم ؟!
میگم پَ نه پَ ! روش راست کلیک کن ! اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !

 

تو اتوبان داشتم با ۱۶۰ تا سرعت میرفتم ، کنترل نامحسوس ناغافل خفتم کرد ، زدم کنار، طرف گفت : کارت ماشین گواهینامه ، مدارک رو بش دادم گفت : این گواهینامته ؟
گفتم پَ نه پَ این علامت مخصوص حاکم بزرگ می تی کمانه ،احترام هم نمیخواد بذاری، فقط جانه هرکی دوست داری مارو بیخیال شو !
یه لبخنده ناجوری زد گفت : این که اعتبارش تموم شده ، تمدیش نکردی ، نه ؟
گفتم چی ؟ گواهی نامه رو میگی ؟
گفت پَ نه پَ علامت مخصوص حاکم بزرگو میگم ، حاکم بزرگ پاشو مهر نکرده !
جناب سروان بشینید کناره آقای می تی کمان ، ماشین رو ببرید پارکینگ !

 
 

حموم بودم ، مامانم می زنه به در می گم بله ؟ می گه حمومی ؟

میگم پَ نه پَ اینجا لندنه ، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی !
میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا درک و فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری ، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم !!

  
 

داشتم تلویزیون میدیدم .
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعد به من میگه داشتی میدیدی ؟!
گفتم پَ نه پَ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی !

 

تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه : شما ایرانی هستین ؟
می گم : پَ نه پَ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن !

 

میخوایم بریم خونه جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!

میگم: پَ نه پَ راست کلیک کن ، کات شون کن ، برو تو خونه جدیده پیست کن !


برچسب‌ها: پ ن پ جدید, پ نه پ, پـ نه پـ, په نه په

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 6 بهمن1390

 

  عجب ..!!
دختر:ببخشید ساعت چنده؟

پسر: ببخشید ساعت چنده؟

دختر: چرامن هرچی میگم تو تکرار میکنی؟

پسر: چرامن هرچی میگم تو تکرار میکنی؟

دختر :دوستت دارم

پسر:ساعت ۴هستش!!!!!


منبع: http://www.saraosholo.blogfa.com/

نوشته شده توسط محمد در شنبه 24 دی1390

 

  حرفهای زن ومرد در مواقع مختلف زندگی

واقعا جالببببببببببببببببببببببببببببب


سفره عقد

زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن
زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

روز مرد
زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

روز بعد از تولد بچه
زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)

چهل سال بعد
زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم

دو ثانیه قبل از مرگ
زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه

وصیت نامه
زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید

اون دنیا
زن : خطاب به فرشته ی مسئول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)))
مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

منبع: http://rounia.ir/


برچسب‌ها: حرفهای زن ومرد در مواقع مختلف زندگی, روز زن, روز مرد, اخلاق مردان, اخلاق زنان

نوشته شده توسط محمد در جمعه 23 دی1390

 

  آموزش زبان کرمانشاهی(کرماشاهی!) !!!
 گرفتیدمان بَنِ قَن؟: ما را سر کار گذاشته ای؟

... ای هَی هَی هَی: چه وضعیت نابسامانی

سی زگش: آن شخص عجب شکم گند ه ای دارد

ویس میسی ویسا، ویس نمیسی ویس نیسا: اگر میتوانی منتظر من باش، اگر نه برو

... بزنم بشد، خاک بره چشد، ماماند بیا بزَنه بشد: تو توانایی مقابله با من را نداری

یه ی کمی بخنانمان: اندکی دلقک بازی دربیاور و ما را شاد کن

یه ی فیکه ای بکش: آن نفر جلویی را صدا بزن

شرافتاً تو قیفد به ای قافا مُخُوره:تو شایستۀ چنین مقام و منزلتی نیستی

کره شیتمان کردی: ما را تا مرحلۀ جنون رساندی

کُرَهههههههههههههههههههههههه؟: باور نمیکنم

هشتیدمان خَرِگ:ما را به روز سیاه نشاندی

میمانی آباجیه گی مه: شما شبیه خواهر من هستید

اککککککککککککککککک: غافلگیر شدم

بشیوانش: (1) آن چایی را به هم بزن. (2)دعوایی آبرومندانه راه بنداز و همه را بزن

دلِم دارَه میشیوَه: حالت تهوع دارم

علی آقای جاویدانی؟: چه خبر است برادر من، آنقدر هم قوی نیستی

کره نازار: آخییییییی، ناز نازی من

کم خِر بخور: کم دور خودت بچرخ، سرم گیج رفت

وژداناً تو ماله ایییییی حرفای؟: از پس آنچه که میگویی بر نمیآیی

تو ورقه ی دس میگیری؟بسیار ضعیف هستی

ولمان بکو تنه به سَرِت: ما را در خلوت خود تنها بگذار


برچسب‌ها: زبان کرمانشاهی, کرمانشاه

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 11 دی1390

 

  اعصاب خوردی

مطلب ارسالی :  اعصاب خوردی

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز..

وای خدای من، خیلی درست کردی ... حالا برش گردون ... زود باش.

باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟

دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک.....

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری !!!!

نوشته شده توسط محمد در جمعه 9 دی1390

 

  ماجرای ایرانی‌ای که کارمند آمریکایی را مات کرد!

یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت..
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره.. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد!

خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت :” از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم” و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟

 
:ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت

تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین ۲۵۰٫۰۰۰ دلاری رو برای دو هفته با اطمینان خاطر و با فقط۱۵٫۸۶دلارپارک کنم!؟

منبع

نوشته شده توسط محمد در جمعه 25 آذر1390

 

  خانمها و آقایون چطور نيمرو درست ميکنن؟
مطلب ارسالی : خانمها و آقایون چطور نيمرو درست ميکنن؟

خانمها چطور نيمرو درست ميکنن؟


۱-ماهيتابه را ميزارن رو گاز
۲- توي ماهيتابه روغن ميريزن
۳- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميکنن
۴- تخم مرغها رو ميشکنن و همراه نمک توي ماهيتابه ميريزن
۵- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميکنن

آقايون چطور نيمرو درست ميکنن؟


بقیه در ادامه مطلب ....

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 23 آذر1390

  ادامه مطلب

  مطلب درخواستی : من که می دونم منظورش چی بود ...
مطلب درخواستی : من که می دونم منظورش چی بود ...

شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید

من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه

بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم

یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه

مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم

دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم

سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه

وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم

چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه

پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخوا د که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم

جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟

من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم

راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد

شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم

وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود
...!!!!

نوشته شده توسط محمد در جمعه 4 آذر1390

 

  نمودار راهنمای برخورد با مشکلات

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 29 آبان1390

 

  پ نه پــــ ...
دارم به رفیقم میگم دیشب حال تهوع بهم دست داد خفن ! 
میگه آوردی بالا پ ن پ منم باهاش دست دادم!

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!!!
پ ن پس مستحبه !!

مشغول رانندگی تو جاده ام! از فاصله ی دور پلیس واسم دست تکون میده، ماشینو میزنم کنار میگم جناب سروان با من کاری داشتین؟ میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم باهات بای بای میکردم! میگم اِ پس شما هم اهل فیسبوکو... D: راستی میخواین واسم جریمه بنویسین؟ میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ کاغذ آوردم ازت امضا بگیرم، فدات شم.

آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟
پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم

استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد

عکس تولدمو گذاشتم تو فیس بوک بعد یکی اومده کامنت گذاشته اینا ماییم؟! پَ نه پَ مجسمه هامونه تو موزه ی مادام توسو لندن !

عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !

داشتم اتل متل تتوله گاو حسن چجوره نه شیر داره نه پستون ....بازی میکردم با بچه های خواهرم .. خالم که یه خورده مذهبی و خشکه اومده دیگه این شعر رو نخون زشته . رفت و دوباره اومد گفت داری دوباره اتل متل می خونی ؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ ورژن اصلاح شدش رو میخونم اتل متل صلوات...گاو حسن زده قات...هم دست داره هم آستین...شیرشو بردن فلسطین..بگیر زن مسلمان...از حزب ا... لبنان...اسمشو بذار حلیمه...چون چادرش ضخیمه

مگسه داشته گه میخورده !
یک دفعه بالا میاره !میگن چی شد !؟ میگه : توش مو بود

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟
پسر جواب داد:من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.
پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی
و روزی پدر من از من پرسید تو میتوانی مرا بزنی ؟؟ من پاسخ دادم پـَـَـ نـه پـَـَــــ تو میتونی ؟
منبع

نوشته شده توسط محمد در جمعه 27 آبان1390

 

  تراژدی دانشگاه

شروع ترم





یک هفته بعد از شروع ترم





دو هفته بعد از شروع ترم




قبل از میان ترم




در طول امتحان میان ترم





بعد از امتحان میان ترم




قبل از امتحان
پایان ترم




اطلاع از برنامه پایان ترم





۷ روز قبل از پایان ترم




۶ روز قبل از پایان ترم





۵ روز قبل از پایان ترم





۴ روز قبل از پایان ترم





۲روز قبل از پایان ترم




۱ روز قبل از پایان ترم




شب قبل از امتحان





۱ ساعت قبل از امتحان




در طول امتحان




هنگام خروج از
سالن امتحان



فـــــــــاتـــــــحـــــــــــــه!!!!

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 25 آبان1390

 

  اندر باب مقوله ازدواج - طنز

به نام یگانه لایق پرستش

اندر باب مقوله ازدواج بحث طنز بسیار است اما در اینجا تنها قسمتی از واقعیتهایی را میگوییم که خودشان به اندازه کافی مضمون طنز دارند.فقط به آمار کوچکی اشاره کنم که حدود 3500 زندانی به خاطر مهریه داریم که هر روز 6 زندانی به جمع آنها میپیوندد.

 

خوب در ابتدا به یکی از عجیب ترین شرایط یک خانم برای ازدواج مینگریم و پاسخ آیت الله مکارم شیرازی

 


1-زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر داد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و خود را از علقه زوجیت رها سازد به هر طریق اعم از بذل یا اخذ مهریه.

2-زوج به زوجه وکالت بلا عزل داد تا هر زمان خواست مهریه را به هر میزان که خواست افزایش دهد.

3- زوجه اجازه دارد هر زمان اراده نمود به خارج از کشور مسافرت نموده و نیازی به اجازه مجدد زوج نباشد چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است.

4- زوجه حق ادامه تحصیل را تا هر مرحله‌ای که لازم بداند خواهد داشت در هر مکان و محلی که ایجاب کند .

5- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و در هر محلی که صلاح بداند مخیر می‌نماید.


بقیه در ادامه مطلب ... (خیلی جالب !!)

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 16 آبان1390

  ادامه مطلب

  مسافر و تاکسی
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 5 آبان1390

 

  آشنایی با برخی واژه های ایرانی !
آشنایی با برخی واژه های ایرانی !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


محتویات این مطلب جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری‌ست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی‌ده !

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر:
قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی:
دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال:
فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.

تلفن همراه:
وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل:
خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی:
کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی:
خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز:
دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره:
محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.

مجرم:
فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

تورم:
عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی:
یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق:
کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو:
سونای بخار متحرک!

شب امتحان:
حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو:
دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه:
نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس:
فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است.

شهرداری:
گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم:
تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم.

سطل آشغال:
وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی:
کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج:
اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و ...):
نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید.

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1 آبان1390

 

  دنيا بدون خانمها
۱-     بازارها خلوت

2-      مخابرات ورشکسته

3-      شيطان بيکار

4-      مساجد ساکت

5-      رستورانها شلوغ

6-      تخم مرغ ناياب

7-      رمالها آواره

8-      و همه ميرويم بهشتو اما دنياي بدون مردان.....اصلا قابل تصور نيست!!

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 20 مهر1390

 

  بر گرفته از غلط نامه کدخدا :
بر گرفته از غلط نامه کدخدا :

کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد
جاسبی : فقط باش
چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد
کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد
مسنجر: خوردن مشروبات الکلی تا حدی که از مستی جر بخوری
مشروبات : روبات ساخت مشهد
کته ماست : آن گربه مال ماست
میدان : ظرف نگهداری شراب و دیگر مشروبات الکلی
سوگند : بسیار مزخرف ، خیلی‌ بد
مگس تسه تسه: حشره‌ای باحال که هنگام پرواز ریتم House و Trance می‌‌نوازد
تراکتور: بازیگری که سر صحنه بسیار گند می زند
هرزه : فرقی ندارد. ض ز ظ ذ
تابش : ۱، ۲، ۳، ۴
اتومبیلرانی : نوشیدنی گوارا، حاوی تکه های طبیعی اتومبیل
کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری در زمین فوتبال به معنی کریم ! اونجارو !
کریم باقری : نمی شنویم ... باقر ؟ تویی!؟

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 30 شهریور1390

 

  توصیه های یک پلیس...
توصیه های یک پلیس...
براي امنيت شخصي... 1- قویترین قسمت بدن شما آرنجتان میباشد...
در صورتیکه به اندازه کافی به شخصی نزدیک هستید که بتوانید از آرنجتان استفاده نمایید، این کار را انجام دهید... 2- در صورتیکه دزدی از شما کیف پولتان را خواست، آن را به او تحویل ندهید
کیف را به سمتی دور، ترجیحا در حیاط منزل مجاور پرتاب کنید...
ممکن است این شانس وجود داشته باشد که دزد به کیف شما بیش از خود شما علاقه نشان دهد و به سمت کیف برود در این لحظه شما فرار کنید...
3- در صورتیکه شما را داخل صندوق ماشین انداخته اند چراغ های عقب را در آورید...
و دستتان را از سوراخ بیرون برده، دیوانه وار آن را تکان دهید راننده شما را نمیبیند،...
اما سایرین میبینند. این کار جان افرادی ر نجات داده است...
4- خانم ها معمولا عادت دارند که هنگامیکه پس از خرید یا کار وارد اتومبیل خود می شوند...
در آن بنشینند و کارهای دیگر انجام دهند ممکن است کسی شما را زیر نظر داشته باشد...
و در یک فرصت مناسب از در سمت پیاده رو وارد اتومبیل شده اسلحه یا چاقویی را به طرف شما بگیرد و به شما گوید که به کجا بروید و حوادث ناگوار بعدی به وقوع بپیوندد.
به محض اینکه وارد خودرو شدید، درها را قفل کرده و محل را ترک کنید اگر هنگامیکه سوار خودرو شدید،...
شخص دیگری نیز در اتومبیل بود و اسلحه ای را به سمت شما نشانه رفت متوقف نشوید...
تکرار میکنم اتومبیل خود را متوقف نکنید به جای ترمز کردن،...
پای خود را بر روی گاز فشار دهید و با سرعت به چیزی بکوبانید که ماشین خرد شود ...
كمربند ايمني و يا کیسه هوا جان شما را نجات خواهد داد...
و اگر دزد دیگری در صندلی عقب نشسته باشد به محض برخورد ماشين با مانع...فرار کنید،
كه فرار كردن بهتر از این است جسد شما را در جایی پیدا كنند...
5- چند نکته هنگام سوار شدن به ماشین در یک پارکینگ مسقف یا سرپوشیده:
حواس خود را جمع کنید. اطراف خود، درون ماشین و صندلی عقب را نگاه کنید ...
زمین سمت پیاده رو را نگاه کنید... اگر ماشین شما در کنار یک ون بزرگ پارک است...
از در سمت پیاده رو سوار اتومبیل شوید بیشتر قاتل های زنجیره ای
قربانیان خود را در حالیکه می خواهند سوار ماشین شوند به داخل ون میکشند...
به ماشینی که در سمت خیابان و یا پیاده رو، نزدیک ماشین شما پارک است نگاه کنید...
اگر مردی تنها در صندلی ای که نزدیک ماشین شما است، نشسته است به عقب برگردید و با یک نگهبان یا پلیس به ماشین خود نزدیک شده و سوار شوید...
6- همیشه از آسانسور به جای پله استفاده نمایید...
راه پله ها مکان هایی ترسناک برای تنها بودن هستند و بخصوص در شب مکان های خوبی برای انجام جنایت و زورگیری می باشند...
7- در صورتیکه شخصی اسلحه دارد و شما از او فاصله بيش از سه متر دارید يقينا بهتر است كه بدوید...
شخص مهاجم فقط مي تواند بدون دقت به شما شلیک کند ...
در حالیکه شما یک هدف متحرک هستید، احتمال اینکه تیر به شما بخورد 4 درصد است...
و همچنین به احتمال زياد محلی از بدن که مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، یکی از اعضاي حیاتی بدن شما نیست... ترجیحا به صورت زیک زاگ بدوید...
8- خانم ها معمولا تلاش می کنند که عاطفي و دلسوز و شفیق باشند ...
اينطور زنانه و لطيف كه تابحال رفتار داشته ايد و با اين شرايط خاص متفاوت برخورد كنيد...!
براي همه كس اينطور نرم رفتار كردن اشتباه است و دیگر بس است...!!!
این رفتار ملايم ممکن است به شما صدمه زده و یا حتی به کشته شدنتان منجر شود...
رهبر باندی که یک قاتل بود و قتل های زنجیره ای انجام میداد مردی خوش تیب و با سواد بود. از حس شفقت زنان سوء استفاده میکرد : با عصایی در دست لنگان لنگان راه میرفت و برای سوار شدن به اتومبیل خود درخواست کمک میکرد...
9- نکته امنیتی دیگر:
شخصی به من گفت که دوستش صدای گریه یک بچه را شب هنگام در راهرو آپارتمان شنیده است...
و بدلیل اینکه دیر وقت بوده به پلیس زنگ زده است... او فکر میکرد که این عجیب است...
پلیس به او گفت: هرکاری که میکنی، در را باز نکن... زن گفت که این مانند صدای یک بچه است که انگاراز پنجره به بیرون خزیده و ممکن است وارد خیابان شود... او نگران بچه است...
پلیس گفت، یکی از واحدهای اعزامی ما در راه است... هر کاری که میکنی، در را باز نکن!...
پلیس به او گفت که آنها فکر میکنند که یک قاتل قتل های زنجیره ای صدای یک بچه را ضبط کرده است و با استفاده از آن زنان را بافکر اینکه کسی یک بچه آنجا گذارده است، به بیرون از خانه میکشاند...
او گفت که آنها هنوز این موضوع را تایید نکرده اند. اما تعداد زیادی خانم تماس گرفته و میگویند هنگامیکه شب هنگام در خانه تنها بوده اند، صدای گریه یک بچه را از بیرون در میشنوند...
10-اگر صدای چکه آب از شیرهای بیرون خانه در نیمه شب شنیدید...
هرگز از منزل خارج نشوید و با تماس، از همسایه های خود کمک بگیرید...

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 2 شهریور1390

 

  شرط های آقایون
شرط های آقایون :

هميشه خانم ها به امر شريف «شرط و شروط تعيين کردن» مشغولن.

ولي حالا وقتشه که ما مردها هم تکليف خودمون رو روشن


خانوما توجه کنن: اينها قانون هاي ما هستن؛

توجه بفرماييد که همه قانون ها شماره «1» هستن!


1. با شما خريد کردن ورزش نيست. ما هم دوست نداريم فکر کنيم که هست!


1. گريه کردن يعني باج خواستن!


1.هر چيزي که مي خواهيد درست بگيد. بذاريد درست روشنتون کنيم؛ با گوشه زدن به جايي نمي رسين. با کنايه زدن به جايي نمي رسين. با حرفاي مبهم به جايي نمي رسين. صاف و پوست کنده بگين چه مرگتونه!


1. هيچ اشکالي نداره اگه سوال هاي ما رو با «بله» و «خير» جواب بدين. خيلي هم خوشحال ميشيم!


1. بي زحمت فقط وقتي مشکلتون رو پيش ما بيارين که بخواهين ما حلش کنيم. ما فقط مشکل حل کردن بلديم. اگه همدردي مي خواهيد بريد پيش بقيه خانم ها!


1. اگه براي 17 ماه متوالي سردرد داريد، يه چيزيتون ميشه. خودتونو به دکتر نشون بدين!


1. چيزايي که 6 ماه پيش گفتيم رو توي دعواي امروز عليه خودمون استفاده نکنين. اصلاً مي دونين چيه؟ ما فقط حرفاي هفته پيش يادمونه!


1. اگه فکر مي کنين چاقين خب حتماً هستين ديگه. چرا باز مي پرسين؟!


1. اگه از حرف ما 2 تا برداشت مي کنين و يکيش شما رو عصباني يا غمگين مي کنه، پس منظور ما اين يکي نبوده، اون يکي بوده!


1. يا از ما بخواهيد يه کاري براتون بکنيم، يا بهمون بگيد چطوري بايد انجامش بديم. نه هر دو تاش با هم! اصلاً اگه شما بهتر مي دونيد که چطور بايد انجام بشه، چرا خودتون انجام نمي دين؟!


1. اگه خيلي احساس ميکنين که حتماً بايد يه حرفي رو بزنين، حداقل تا آگهي بازرگاني تلويزيون صبر کنين. نه وسط فيلم!


1. کريستف کلمب از کسي آدرس نپرسيد. ما هم نمي پرسيم!


1. ما مردا فقط اسم 6 تا رنگ رو بلديم!


1. اگه ما پرسيديم «چته؟» و شما گفتين «هيچي»، ما هم فرض مي کنيم چيزيتون نيست. البته ميدونيم که يه چيزيتون هست، ولي به دردسرش نمي ارزه!


1. اگه يه چيزي ميگين ولي نمي خواهين جوابشو بشنوين، پس ما هم يه جوابي مي ديم که نخواهيد بشنويد!


1. وقتي مي خواهيم با هم بريم بيرون، هر چي که بپوشين خوبه. به جون خودمون راست مي گيم!


1. لباساتون کافيه!


1. کفشاتون هم خيلي زياده!


1. اندام ما خيلي هم متناسبه. خپل هم خيلي خوبه!

نوشته شده توسط محمد در جمعه 21 مرداد1390

 

  فرق تماس تلفنی دختر ها و پسر ها
 

فرق تلفن دختر و پسر

گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس بوس
 
گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
 
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
 
پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

منبع :http://baxatish.blogfa.com/

نوشته شده توسط محمد در جمعه 21 مرداد1390

 

  فرهنگ لغت زنان !!

خب: این کلمه‏ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏هایی استفاده می‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ بشوید.‏

 

پنج دقیقه :اگر مشغول لباس‏پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.‏

 

هیچی  :این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش ‏به ‏زنگ باشید . بحث ‏هایی که با هیچی شروع می‏شوند، غالباً با خب تمام می‏شوند.‏

 

بفرمایید :این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتر است .

 

آه بلند :این در حقیقت یک کلمه محسوب می‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‏کند شما یک احمق به‏دردنخور هستید و او نمی‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‏کند .

 

اشکال نداره :این یکی از خطرناک ‏ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید.‏

 

ممنون :از شما تشکر می‏کند. فقط بگویید خواهش می‏کنم. هیچ حرف اضافه‏ای نزنید . خیلی ممنون می‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد .

 

اصلاً هرچی :این ترکیب برای گفتن دهنت سرویسه یا مرده ‏شورت رو ببرن استفاده می‏شود .

نگران‏ش نباش عزیزم، خودم انجام می‏دم : یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالت‏ی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟

منبع : http://baxatish.blogfa.com/

نوشته شده توسط محمد در جمعه 21 مرداد1390

 

  چرا سوال بیهوده ؟! (طنز)

  چرا سوال بیهوده ؟! (طنز)



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


به رفیقم میگم گوشیمو جا گذاشتم خونه گوشیتو چند لحظه بده، میگه میخوای زنگ بزنی؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم كلیپ خانوادگی جدید چی داری تو گوشیت !



عكس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون. برگشته میگه ااِاا داداشت زنم داره؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینارو تو قرعه كشی بانك برنده شده ...



بعد مشخص شدن 3 تا از نمره ها و قطعی شدن مشروطی با رفیقمون رفتیم پارک یه بادی به کلمون بخوره، دختره اومده نشسته جلومون هِی چشمُ و ابرو میاد. رفیقم میگه داره آمار میده؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دلقک بازی در میاره مارو از این وَضع خارج کنه!



شب ساعت 11 اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!



تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟

میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !



یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا



با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه: شمام عسل میخواین!؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!!


یه روز با جعبه خیلی بزرك رفتم اداره پُست، كًذاشتم رو ترازو جعبه رو كارمنده اومده میكًه می خوای پُست كنُی؟!

كًفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش كنم ببینم اكًر اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم


تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد!


عروسی خواهرم ماموره اومده دم خونمون میگه عروسیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ختنه سرون بابامه جشن گرفتیم



به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟ می پرسه ماشینت ریو هست ؟!؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لامبورگینیِه قالپاق ریو میندازم یه وقت ریا نشه!!!



به دوستم میگم : وقتشه که دیگه برات آستین بالا بزنیم، میگه یعنی زن بگیرین ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ وضو بگیریم نماز جماعت بخونیم



ماشین رو بردم سرویس، میگم فـــیلترش هم بذار، میگه فیـــلتر هوا؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


با رفیقم رفتیم پیک نیک ... بهش چاقو دادم در کنسروو باز کنه. میگه: با چاقو بازش کنم؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ راست کلیک کن روش اوپن ویت بزن با مدیا پلیر بازش کن



ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم. میگه میخوای بفروشیش؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم



سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، میگه:موتور بود؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود؟!



رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ خیال کردی اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم؟!



تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه



رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا


رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!



زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام. بقیش هم آدامس بدین!



لامپ اتاقم سوخته، بابام اومده میگه میخوای عوضش کنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام بهش پماد سوختگی بمالم خوب شه



رفتیم جلو دانشکده رو چمن نشستیم یکم درس بخونیم قبل امتحان. باغبون دانشگاه اومده میگه میخوام فواره ها رو باز کنم، پا میشید؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میشینیم قبل جلسه یه دوش آب سرد بگیریم، حال بیایم


تو مترو همه رو سر هم سوار شدن خانومِ اومده میگه اون وسط جا نیست؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جا هست ما مثِ مارمولک چسبیدیم به شیشه یِ در!!



رفتیم تو اتوبان. ترافیک زیادی بود. دوستم میگه احسان، ترافیکه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده، ماشینا چسبیدن به ما



پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ! دارم سجده شکر به جا میارم


میرم نونوایی میگم حاجی بش دانا بربری خاشخاشلری ور. میگه سن ترک سن؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لرم آپگرید شدم


یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه ااااا اشتباه گرفتم؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم !


رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری‌های نر و مادتون کدومان ؟ میگه میخوای بخری ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه



داریم راز بقا میبینیم ... پرنده داره تخم میذاره ... دوستم میگه تخم گذاشت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جیش کرد به صورت بسته بندی شده !


با دوستم رفتیم بام تهران. یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ... دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ...



به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن ! میگه کی ؟ پلیسا ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی !



توی فرودگاه با دوستم داریم از قسمت بازرسی رد میشیم. یه دفعه صدای بوق بلند شده ... دوستم میگه یعنی من یه چیز فلزی همرامه ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ چون از بچگی بهت میگفتن شونبول طلا الان این داره بوق میزنه !


داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود ... دختره میگه گربس؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده



تو تاکسی نشستم. میگم آقا پیاده میشم ... میگه نگه دارم ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ چه کاریه ! ... خودمو پرت میکنم بیرون. دیگه بالاخره شمام خسته شدی از صبح پشت فرمون !



اومدم برنامه رو ببندم. میگه آر یو شُر یو وانت تو کوییت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جاست کیدینگ !


زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده. یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم !


قرص پشه گرفتم. داداشم میگه باید بزارم تو دستگاه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبح، ظهر، شب با یه لیوان آب بده به پشه‌ها سر یک ماه حالشون خوب میشه !


رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ میگه می خوای غذا درست کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره


رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده. اومدم حسابشو برسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم دکتری ... یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه



رفتم سوپر مارکت میگم یه نوشابه بزرگ بده. میگه یعنی خانوادگی باشه ؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ مجردم بود اشکالی نداره. فقط محجوب باشه و اهل نماز و روزه


قورمه سبزی آوردند سر میز، دوستم می پرسه قرمه سبزیه؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد


توی اخبار بانوان با مربی بدمینتون بانوان مصاحبه می کرد می گفت امسال مقامی هم آوردین؟ جواب داد اگه منظورتون اول تا سومه نه!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورش مقام هفتاد و چهارمه که از هفتاد و پنج کشور کسب کردین!


می گم فن رو چرا روی cpu نذاشتی، می سوزه ها. می گه یعنی باید بذارم ؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پنکه سقفی بذار، کلاسش بیشتره ...


می گم آدرس خیابون قائم مقام فراهانی،میدان شعاع. می گه یعنی تا قائم مقام باید برم ؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ، تا امیر کبیر برو سلام برسون بهشون


صبح پا شدم رفتم سایپا میگم خانم یه پیش فاکتور 132 میخوام میگه پراید؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ بوگاتی وِیرون مدل 132 تحت لیسانس سایپا!!!


رفتم سر تمرین ریل مادرید از کاکا عکس و امضا گرفتم به عمّم نشون میدم میگه ااا رفتی امروز سر کمپشون؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خود کاکا تو اتاقم طی الارض کرد تا باهام عکس بندازه و امضا بده



پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حمله کنم


به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛ میگه آقاجون میخواد بره مگه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه


تو بانک واسه یه پیرزنه داشتم فیش پر میکردم ازش میپرسم شماره تلفن می گه می خای تو فیش بنویسی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهات شبا با هم تلفنی صحبت داشته باشم



از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری !

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 10 مرداد1390

 

  تراوینیا بخونن !!!!
سلام تراوین
خداحافظ زندگی
خداحافظ خانواده
خداحافظ دوستان
خداحافظ تفریحات ناسالم
خداحافظ کار
خواب
خوراک

ولی...

فردا بگن چیکاره ای؟؟؟؟ میخوای بگی نفر اول تراوین؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

فردا تو خیابون دعوات شد میگی رنک هجومیم یکه میام فارمت میکنم!!!


فردا بگن چقد سابقه کارداری؟؟؟چقد تجربه داری؟؟؟میگی 10 تا سرور تموم کردم؟؟؟!!!!

فردا بچت ازت نون بخواد میگی گندمزار سطح 500 دارم؟؟!!!!

فردا بخوای ماشین بخری میگی 2000 تا طلا دارم؟؟؟!!!

فردا بخوای بچه دار شی میخوای از داروالفنون تحقیق کنی؟!؟!؟!!!!!!!!!

فردا پول نداشتی میری همسایهاتو غارت میکنی ؟؟؟!؟!؟!!!!!

دزد بیاد خونت میگی مخفیکاه سطح 10 دارم ؟؟؟!؟!؟!!!؟

حالا هی بشین تراوین بازی کن  :)

نوشته شده توسط محمد در جمعه 31 تیر1390

 

  دروغ
سلام.   خیلی حالم گرفته؛

دارم دیونه میشم؛

دیگه به بن بست رسیدم؛

بعدازاین همه سال همه بهم دروغ میگفتن؛ت

وروخداتودیگه بهم راستشوبگو؛

گاوحسنی كه نه شيرداره نه پستون پس چه طوري شيرش بردن هندستون؟  :)

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 16 خرداد1390

 

  تفاوت های زن و مزد
سبيل:بعضي از مردان مانند هرکول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد که با سبيل زيبا بنظر برسد.اسامي مستعار:اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينکه کلا 15هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميکنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يک مرد 2000 هزار تومان براي يک جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يک زن 1000 تومان براي يک جنس 2000 توماني که نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي که يک مرد بعد از آن بگويد، شروع يک بگو مگوي ديگر خواهد بود
آينده:
يـک زن تــا زمانيکه
ازدواج نکرده نگران آينده است. يک مرد تا زمانيـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.موفقيت:
يــک مرد موفق کسي است که بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميکند درآمد داشته باشد. يک زن موفق کسي است که بتواند چنين مردي را پيدا کند.
ازدواج:يک زن به اميد اينکه شوهرش تغيير کند با او ازدواج ميکند،ولي تغيير نميکند. يک مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميکند که تغيير نکند، ولي تغيير ميکند.


بقیه در ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 10 خرداد1390

  ادامه مطلب

  ملیت آدم و حوا
یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن.


 

انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند!

فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند !!حتماً فرانسویند!

ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند!




این موضوع فقط و فقط جنبه طنز دارد و هیچگونه جسارت یا بی ادبی در آن نیست!

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 10 خرداد1390

 

  قوانین مورفی!

هر چند که میدونم این مطلب ریطی به وبلاگ و محتوای اون نداره ولی حیفم اومد که داخل وبلاگ نذارمش.خیلی از این قوانین حداقل در مورد خود من صدق کرده و درستی اونها رو دیدم!

قوانین مورفی تسکین‌دهنده‌ی بدبیاری‌ها و بدشانسی‌ها هستند. نخستین قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه، یک تکنسین خنگ، همه‌ی سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی در باره‌ی این تکنسین گفت: «اگر یک راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشد، او همان یک راه را پیدا می‌کند!» و این اولین قانون مورفی بود. قانون مورفی، نخست در فرهنگ فنی مهندسان رواج پیدا کرد و سپس به فرهنگ عامه راه یافت. بعدها قوانین دیگری هم پس از کسب رتبه‌ی لازم از بنیاد مورفی، در زمره‌ی قوانین اصلی قرار گرفتند.

 

حالا قوانین مورفی و قوانین استنباط‌شده از آن‌ها:

  • اگر در توده یا کپه‌ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتماً در ته آن قرار دارد.
  • هیچ کاری آن‌طور که به نظر می‌رسد، ساده نیست.
  • وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای، لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می‌افتد.
  • هر کاری دو برابر آنچه فکرش را می‌کنی وقت می‌برَد؛ مگر این‌که آن کار، ساده به نظر برسد، که در آن صورت، سه برابر وقت می‌گیرد.
  • هر چیزی که بتواند خراب شود، خراب می‌شود؛ آن هم در بدترین زمان ممکن.
  • اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق‌ها بسازی، احمق باهوش‌تری پیدا می‌شود و کارت را خراب می‌کند.
  • در صورتی که شانس انجام درست یک کار، پنجاه-پنجاه باشد، احتمال غلط انجام دادن آن، نود درصد است.
  • وسایل نقلیه، اعم از اتوبوس و قطار و هواپیما و … همیشه دیرتر از موعد حرکت می‌کنند؛ مگر آن‌که تو دیر برسی، که در این صورت درست سر وقت رفته‌اند.
  • اگر به نظر می‌رسد همه‌ی چیزها خوب پیش می‌روند، حتماً چیزی را از قلم انداخته‌ای.
  • احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آن‌ها دارد.
  • هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده‌ای، ناچار می‌شوی نخست کار دیگری را انجام دهی.
  • اشیای قیمتی اگر سقوط کنند، به مکان‌های غیر قابل دسترس، مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می‌افتند.
  • مادر همیشه راه بهتری برای انجام کار تو پیشنهاد می‌کند؛ البته بعد از این‌که کار را به‌سختی انجام داده باشی.
  • هرچه بیش‌تر سعی کنی چیزی را از مادرت پنهان کنی، او بیش‌تر شبیه وب‌کم می‌شود.
  • هشتاد درصد سؤالات امتحان پایان ترم بر اساس مطالب گفته‌شده در کلاسی است که در آن غایب بوده‌ای.
  • وقتی قبل از امتحانات، نکات را مرور می‌کنی، مهم‌ترین‌شان ناخواناترین‌شان است.
بقیه در ادامه مطلب ...
خیلی جالب ...

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 9 خرداد1390

  ادامه مطلب

  بهترین خوابیدن های دنیا
اینو یکی از دوستان فرستاد. جالبه.

سه تا بهترین خوابیدن های دنیا :

1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای

2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی

3. خوابین با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 خرداد1390

 

  پاک ترین عشق
عشق یعنی این . حال کن این یه ذره بچه .....

 

خداییش نظر ندی . نامردی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط محمد در شنبه 31 اردیبهشت1390

 

  مهندس کيست؟

مهندس کيست؟

موجودي است که در بيابانها و نقاط محروم زندگي ميکند و به ندرت براي غذا خوردن و جفتگيري به خانه مي آيد. گونه کوهي آن نقشه بردار و دسته اهلي آن در دفتر فني مشاهده شده و نوع وحشي و درنده آن پيمانکار مي باشد

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 25 اردیبهشت1390

 

  هفت سین IT

رسم ما ایرانیان از باستان این است که بر سر سفره تحویل سال نو و عید نوروز خود هفت سین می‌چینیم.

حال سفره هفت سین جدیدی را به شما ارائه می‌دهیم.

هفت سین IT

1- سیم‌کارت

2- سی پی یو
3- سیستم عامل
4- سی‌دی
5- سیم شبکه
6- سوکت
7- سوئیچ

البته در این هفت سین می‌توانیم مواردی از قبیل: سیم یو اس بی، سرور، ساعت دیجیتال را جایگزین هفت سین بالا کنیم.

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 2 فروردین1390

 

 

مطالب پیشین

طراحی هدر سایت
خوش آمدید - welcom to mamadshop.ir
پــــایــــان فیــــسبــوکــ
#3
بافومت كيست؟
استوار
سختی
مکس پین
تغییر
دلار !
پ ن پ جدید
90/11/2
جدول زمان بندی کنکورهای سراسری، آزاد و علمی کاربردی
سخنرانی دکتر عباسی
مهندسی افکار سیاسی از دکتر عباسی
فابل های درس مهندسی اینترنت ، مهندس طاووسی
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای فریدون به نام دوست دارم
نقاشی های 3 بعدی خیابانی
ممدشاپ:استراتژی آمریکایی در ظاهر و باطن اینترنت و سایت های اجتماعی(فیس بوک)
جزوه سیستم عامل


.............. مطالب قدیمی‌تر >>
  درباره



رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.
سلام
خوش آمد میگم به تمام دوستان.
من محمد , دانشجوی نرم افزار هستم.
امیدوارم که لحظات خوبی رو در اینجا سپری کنید.
خیلی دوست دارم منو راهنمایی کنین و نظر بدین.
اسم Wirewall هم مال خودمه.در این زمینه کار میکنم.
با تشکر

mazizi1408@yahoo.com


لوگوی ما



  آمار بازدید


آمار بازديد :

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin

..:: Page Ranking Tool ::.. **جستجوگر وبلاگ**

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
..:: ما را در گوگل محبوب کنید :) ::..


 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by mamadshop
Design By : wWw.Theme-Designer.Com