تبليغاتX
㋡ از هــــر دری ســخــنــی ㋡ - نامه چارلی چاپلین به فرزندش

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

 
..
 
   
   
  منوي اصلي
لينکهاي سريع

  موضوعات
..:+ پروفایل دانشگاه +:..
شخصی
فــــیــلـــم
کـلیـپ
آهـــنـــگ
فایــل های صــوتی
درسـی و کمک آموزشی
طراحی الگوریتم و سورس برنامه
++C & C
C#.NET
VB.NET
HTML
Java
AJAX
PHP
سایر زبان های برنامه نویسی
آموزش های متفرقه برنامه نویسی
پـایـــگـاه داده - Data Base
SQL
سایر برنامه های دیتا بیس
ایـنـتـرنـت
CISCO
MCITP
مبانی شبکه - Network plus
آموزش های متفرقه شبکه
سخت افزار - A Plus
نـــرم افـــــزار
Windows Server
Windows 7
Windows XP
Linux
Other OS
آموزش های متفرقه ویندوز
رجسیتری - Registry
هک و کرک - Hack & Crack
CEH
ECSA
فتوشاپ - Photoshop
تری دی مکس - 3Ds Max
کرل دراو - Corel Draw
سایر برنامه های گرافیک
آموزش های متفرقه گرافیک
Microsoft Office
مـوبــایــل
فـــرامــاســـونـــری
یهــــود شنــــاسی
آخـــــــر زمــــــان
ظــهــور و مـنــجـی
دجـــــــــال
دکتـر علی شـریعتی
دکتـر حسـن عباسی
علی اکبر رائفی پــور
ســیاسی
اســتـراتــژی
فرهنــگ و هـنــــر
اجــتــمــاعــی
اقتصـــــادی
نــــظامـــی
مـــذهـبـــی
مدیــریــت
ســـلامــــت
روانشناسی
ورزشـــی
عکس های جالـب
مطالب جالب و خواندنی
طنز و شوخی
..:: پیـــامــک ::..
شعــر و love
کتاب و مقــــالـه
آموزش
×× فروشـگاه ××
مطالب متفرقه

 

آرشیو ماهانه
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
ادمه ی آرشیو ماهانه

        لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
حامد شیربندی
وبلاگ استاد رائفی محقق در زمینه فراماسونری
آپدیت روزانه NOD32
اعجاز قرآن
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟
بانک مقالات
دانلود کتاب های ریاضی و فیزیک
سایت دکتر علی شریعتی
دانلود رایگان کتاب های صوتی
سایت جهاد دانشگاهی استان کرمانشاه
تکنولوژی برتر غرب
.::مهندسین نرم افزار دانشگاه آزاد::.
جنبش مصاف
سایت استاد کرمی
وبلاگ شخصی استاد کرمی
سربازان کوروش آریایی
هرچی میخوای اینجاهست
پیام نور کنگاور
رامین شکوهی
سجاد فتحی
سایت برنامه نویسان ایران
بچه های قلم
سعید شیربندی
کد آهنگ وبلاگ ( میهن کد )
وضعیت آب و هوای کرمانشاه در آینده
پاسخ به اتهام-اسلام و مسیحیت در دادگاه عقل و منطق
خبرگزاری تابناک
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)
وبلاگ استاد اشرف
سجاد جلیلیان !
ضرب المثل ها و رازها
خمول
فیس آهنگ
سایت دکتر عباسی
شورش علیه طمع
آرشیو سخنرانیهای دکتر عباسی
علی قره باغی



لوگوی دوستان



 

تبلیغات


تبلیغات در سایت


  نامه چارلی چاپلین به فرزندش

ژرالدين دخترم:

اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.

نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......

رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .

 

اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.

زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟



............. تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهایدور
٬ بس

 

قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی

 

شنيدنی است‌:

 

 

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.

با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم .

 



ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسيقی نيست .
نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آنتحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی .

گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .

و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟

 

 


اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .

همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .

من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."

جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .

 


آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوطمی کنند .
دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد .......

.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .

به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .
 

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .


بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر

نخواهد کرد.....

 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 22 تیر1388

 

 

مطالب پیشین

طراحی هدر سایت
خوش آمدید - welcom to mamadshop.ir
پــــایــــان فیــــسبــوکــ
#3
بافومت كيست؟
استوار
سختی
مکس پین
تغییر
دلار !
پ ن پ جدید
90/11/2
جدول زمان بندی کنکورهای سراسری، آزاد و علمی کاربردی
سخنرانی دکتر عباسی
مهندسی افکار سیاسی از دکتر عباسی
فابل های درس مهندسی اینترنت ، مهندس طاووسی
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای فریدون به نام دوست دارم
نقاشی های 3 بعدی خیابانی
ممدشاپ:استراتژی آمریکایی در ظاهر و باطن اینترنت و سایت های اجتماعی(فیس بوک)
جزوه سیستم عامل


  درباره



رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.
سلام
خوش آمد میگم به تمام دوستان.
من محمد , دانشجوی نرم افزار هستم.
امیدوارم که لحظات خوبی رو در اینجا سپری کنید.
خیلی دوست دارم منو راهنمایی کنین و نظر بدین.
اسم Wirewall هم مال خودمه.در این زمینه کار میکنم.
با تشکر

mazizi1408@yahoo.com


لوگوی ما



  آمار بازدید


آمار بازديد :

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin

..:: Page Ranking Tool ::.. **جستجوگر وبلاگ**

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
..:: ما را در گوگل محبوب کنید :) ::..


 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by mamadshop
Design By : wWw.Theme-Designer.Com