هالو ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!!!
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه: خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه: نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب!!!
یارو ميره خواستگاري. ازش مي پرسن چه كاره اي؟ روش نميشه بگه قصاب،ميگه:لوازم يدكي گوسفند دارم.
یارو از شهر خودش با ماشين مياد تهران و بر مي گرده. دوستشميپرسه راحت رفتي و اومدي؟ ميگه: والا موقع رفتن که خوب بود، اما موقع برگشتن،گردنم تا اينجا خشك شد!!!
يکي به رفيقش مي گه : شنيدم تو ظرف شستن به زنت کمک مي کني؟ زن ذليل! ميگه: خب مگه چيه؟ اونم تو رخت شستن به من کمک ميکنه!!
به هالو ميگن اگر حالتتهوع بهت دست بده چيكار ميكني ؟ ميگه : من بهش دست نميدم
از هالو ميپرسن بنظر تو سخت ترين کار چيه؟ ميگه: نمک تونمکدون ريختن, چون سوراخ هاش خيلي ريزه
یکی هميشه لباس مشكي مي پوشيده . دوستاش ميگن چرا هميشهمشكي مي پوشي ؟ ميگه: آخه من ختمروزگارم
یارو ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه کسي درو باز نميکنه، با خودش ميگه: فکر کنم درشون خرابه، بهتره زنگ بزنم!!
رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند. سلام خوش آمد میگم به تمام دوستان. من محمد , دانشجوی نرم افزار هستم. امیدوارم که لحظات خوبی رو در اینجا سپری کنید. خیلی دوست دارم منو راهنمایی کنین و نظر بدین. اسم Wirewall هم مال خودمه.در این زمینه کار میکنم. با تشکر
mazizi1408@yahoo.com