پیشگفتار:
هنر
و فرهنگ غنی ایرلان زمین، مناسبترین زمینه رشد و اعتلای اندیشهها و
مکاتب عمیق و آرمانگرا و انسانساز بوده و هست. هنر و فرهنگ این سرزمین
برای اندیشهها، فلسفهها و مکاتب عالی و ممتاز، همراهی ارزشمند و یاریگری
بینظیر و همیشگی بوده است؛ بیشک اگر غنای این فرهنگ و توان درک بالای
دوستداران این فرهنگ نبود، یا زمینه رشد و نمو برخی مکاتب و اندیشهها
فراهم نمیشد و یا امکان همراهی و تعامل مردم با آن به وجود نمیآمد.
هر
دانهای آب و خاک و هوایی مناسب برای رویش خود میطلبد؛ گیاه هرز را خاک
بیابان کافی است؛ اما گل را بهترین خاک، آب و هوا را بایسته است. درختان
سبز و پرمیوه را زمینی حاصلخیز نیاز است تا برویند و شکوفه دهند و به بار
بنشینند.
هنر و فرهنگ ایران همان سرزمین حاصلخیزی است که بذر اندیشه و
عرفان و فلسفه را به خوبی در بطن خود میپرورد. بیشک آنچه در دوران هشت
سال دفاع مقدس در این سرزمین اسلامی گذشت، نمودی از فرهنگ توانای این آب و
خاک است. فرهنگ و هنر این سرزمین بستر پیدایش مزدک و مانی و زرتشت و زمینه
پذیرش و رشد و اعتلای دین مبین اسلام و پهنه سبز شعر و عرفان و اریکه رفیع
اندیشه و فلسفه بود است. دین مبین اسلام در چنین فرهنگی مورد استقبال قرار
گرفت و مذهب عالی مقام تشیع در چنین هوایی تنفس کرده و بالنده گشت.
در
هم آمیختگی غنای اصولی مکتب اسلام و تفکر آرمانی تشیع و زیبایی و عمق و
کارآیی فرهنگ ایران، معجونی شد که هرگاه انسانهای بیدار و آگاه در طول
تاریخ از آن بهرهمند شدند، در تاریخ به شدت تأثیر نهادند و حتی بارها مسیر
و جهت آن را دیگرگون ساختند و به سمت خود خواسته تغییر دادند. فرهنگ این
سرزمین، قبل از اسلام غنی بود و بعد از اسلام غنیتر شد. اگر این فرهنگ غنی
شده بعد از اسلام غنیتر شد. اگر این فرهنگ غنی شده بعد از اسلام باشد
سوال بیجوابی خواهیم داشت که پس چگونه شد که این فرهنگ بستر رشد و توسعه
عمیق و اساسی اسلام شد؟ چرا اسلام در عربستان که خاستگاه این دین است به
رشد و بالندگی نرسید؟ و چرا معصوم خبر میدهد که روزگاری عجم، اسلام را به
عرب معرفی میکند؟
در ایران باستان شاهد مبارزات و مکاتبی هستیم که
نمونه آن در دنیا کمنظیر و منحصر به فرد بوده است. بعد از اسلام، حرکات
آگاهانه و غیرتمندانه مردم این آب و خاک جهت خاصی گرفت و به سوی تحقق
اهدافی معطوف شد که مکتب اسلام آن را تعیین کرده بود. مسیر ایران و اسلام
آنچنان به هم عجین شدند که در این رهگذر هرگاه هر کدام از دیگری جدا شدند،
زیان دیدند؛ اسلام هر چه از ایران دورتر شد، بیشتر دستخوش بیمهری و تحریف
قرار گرفت و هرچند قرآن به عنوان اصل سند آن مکتب بیتغییر ماند؛ اما اصول
و تفاسیر و ترجمهها و احکام آن دستخوش تغییرات فراوانی شد، طوری که تعبیر
«پوستین وارونه» که علی(ع) درباره اسلام تحریف شده، به کار برده بودند در
ذهن تداعی میشود.
ایران نیز هر چه از اسلام دور شد، دچار بحران گشت و
آماج استحمار و استثمار و استعمار شد. در این گیر و دار زیانی که ایران از
دوری اسلام دیده است همواره بیش از زیان اسلام در سرزمین نامرغوب بوده است!
دلیل روشن است:
اسلام مکتبی است برای همه جهانیان و هدف تحول و تکامل
«انسان» را در هر زمان و مکان دنبال میکند؛ از این رو، باید به دیگر
سرزمینها برود؛ حتی اگر در محیطی مانند عربستان آن را در قالب وهابیت
بریزند! اما ایران نمیتواند جایی برود و متعلق به همه مردم جهان هم نیست؛
برعکس، هرگاه به همه تعلق گرفت، دچار هرج و مرج و آشوب شد و به سوی نابودی
رفت؛ این در حالی است که ایران تنها در پرتو اسلام و با تمسک به آن
میتواند در استقلال و آزادی و سرفرازی به سر برد. همواره این مکتب
عاشورایی تشیع بوده که در طول تاریخ باعث نهضتهای رهاییبخش در ایران شده
است.
به هر تعبیر، امتزاج آن مکتب و این فرهنگ اعجازآفرین بوده و هست.
آنچه در حافظه تاریخ از همراهی این مکتب و این فرهنگ وجود دارد، با شکوه و
وصفناپذیر است. ترکیب این دو همواره مولد بوده و عامل بروز و شکوفایی
خلاقیتها، ابتکارها، اندیشهها و حماسهها بوده است.
در تاریخ معاصر از
این امتزاج، دو حرکت بزرگ و دو اعجاز عظیم و دو نقطه عطف اساسی و
سرنوشتساز به وجود آمد؛ یکی، انقلاب اسلامی ایران که در نوع خود تفکر و
اندیشهای آرمانی بود که هم ریشه در سالام داشت و هم به واسطه فرهنگ تشیع و
تفکر عملگرای عاشورایی محقق گشت. دیگر، هشت سال دفاع مقدس میباشد که
تاثیر آن بر ابعاد مختلف زندگی فردی تا زندگی جمعی و مناسبات بینالمللی و
جهانی و ایرانیان روشن و قابل تشریح است. در این مقاله جهت اصلی بحث بیان
این تاثیرات نیست و در این رابطه تنها به یادآوری و تاکید بر آن بسنده
میکند.
یادآوری اهمیت فوقالعاده حماسه دفاع مقدس علیرغم گستردگی و
طول و عمق محتوایی آن و تنوع و فراوانی وقایع اعجازگونه آن، بسیار ساده
است:
ابتدا انقلابی مردمی با تکیه بر اصول اسلامی ایجاد میگردد و سپس
دفاعی مردمی که با تکیه بر فرهنگ اسلامی ـ عاشورایی بر پا میشود؛ به همین
سادگی!
اما انتقال این دو ارزش به نسلهایی که مستقیم با این دو رویداد
بزرگ تاریخ ایران مرتبط نبودهاند، آسان نیست و امروزه به دلیل عدم
بهرهگیری از ابزار و روش مناسب و متناسب با فرهنگ مردم ایران، انتقال آن
ارزشها و بسط و گسترش تفکر و نهادینه کردن فرهنگ آن، بسیار مشکل و پیچیده
شده است.
این بحث را در رابطه با هشت سال دفاع مقدس پی میگیریم. در نگاهی آسیبشناختانه و گذرا به این مقوله موارد زیر قابل طرح است:
آسیبشناختی عدم بسط و گسترش فرهنگ دفاع مقدس
1. از دست دادن زمان
انتظار
پیش آمدن فرصت مناسب و هدر دادن زمان به بهانه برنامهریزی و کار بنیادی ـ
در کنار عدم آگاهی به انجام کارهای اساسی و زیربنایی و دچار شدن به
فعالیتهای تکراری و سطحی ـ و تمسک به این نکته که برای بیان وقایع جنگ
هنوز زود است، و مردم آمادگی قبول این وقایع، آن گونه که بوده را ندارند و
نیز مدتی باید بگذرد تا اهل قلم و هنر و صاحبان فکر به این پدیده تاریخی
روی آورند و به خلق آن بپردازند. مهمترین ناکامی گسترش این فرهنگ همین
تاخیر در اندیشه و عمل است. همواره استناد میشود که در سایر کشورها هم
چنین بوده و مدتها بعد از واقعه جنگ، هنر و ادب آن به شکوفایی رسیده است؛
در این رابطه سه نکته وجود دارد که به آنها توجهی نشده است:
اول) دفاع مقدس و مردمی ما با جنگهای کلاسیک و صرفاً نظامی دیگر کشورها کاملاً متفاوت است.
دوم) خبررسانی و اطلاعرسانی جمعی در دوران ما با دورانهای پیش از این متفاوت بود.
سوم)
هنرمندان و ادیبان ما قادر بودند در زمان جنگ در آن فضا حضور داشته باشند.
در دوران جنگ چهرههای هنری و ادبی از نزدیک مناطق جنگی و رزمندگان را
دیدار کردهاند و حتی گروهی خود جزء رزمندگان بودهاند.
در این راستا،
آنچه که باعث عدم رشد هنر و ادب دفاع مقدس شد، همان تمایل کذایی به گذشت
زمان بود تا مگر اتفاق عجیبی بیفتد! از این رو، حمایتی که در شأن هنرمندان و
ادیبان و قلم به دستان دفاع مقدس بود، نشد و کار بر زمین ماند. این خود
دلایلی دارد که مهمترین آن را در مدیریت غیرفرهنگی حاکم بر هنر و ادب دفاع
مقدس دانست که خود جای بحث مفصلی میطلبد.
2. انحصاری کردن فرهنگ دفاع مقدس